با این حال آنچه در بسیاری از رسانههای بینالمللی درباره ایران بازتاب پیدا میکند، عمدتا اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی است و نه روایت مردمی که در این روزها زیر فشار بیسابقه محدودیتهای اینترنتی زندگی میکنند.
«از جنگ ۱۲ روزه تا امروز، کسبوکارم عملا نابود شده»
حسین، ۳۳ ساله و مدرس موسیقی که پیش از این بخش مهمی از کلاسهایش را آنلاین برگزار میکرد، میگوید از زمان آغاز جنگ ۱۲ روزه تا امروز، شغلش در عمل متوقف و درآمدش قطع شده است.
او توضیح میدهد: «شاگردهای من داخل و خارج ایران هستند اما به خاطر قطعی و اختلال اینترنت، دیگر نمیتوانند در کلاسها شرکت کنند. درآمدم تقریبا صفر شده.»
حسین با اشاره به فشار اقتصادی ناشی از این وضعیت میگوید: «جمهوری اسلامی که دلش برای ما نسوخته، دنیا هم انگار اصلا اهمیتی نمیدهد ما در چه باتلاقی دستوپا میزنیم.»
همسر او، محدثه، از طریق اینستاگرام شیرینی و رب خانگی میفروخته و حالا کسبوکارش بهکل متوقف شده است.
او میگوید: «چهار سال تلاش کردیم با همه سختیها زندگیمان را جلو ببریم اما این ۷۰ روز ما را از هستی ساقط کرد. پساندازی را که برای خرید خانه کنار گذاشته بودیم، خرج کردیم و حالا ماندهایم اجاره و هزینههای زندگی را چطور پرداخت کنیم.»
اینترنت؛ کالایی طبقاتی
شهلا، ۵۶ ساله، مادر پسری دارای اوتیسم است. او میگوید بازی آنلاین، تنها فضای امن و آرامشبخش برای فرزندش بود، اما در این هفتهها، نبود اینترنت شرایط خانه را بحرانی کرده است: «پسرم دیگر امکان بازی ندارد، پر از استرس و خشونت شده و مدام با ما درگیر میشود.»
او با انتقاد از محدود شدن اینترنت میگوید: «واقعا کسانی که اینترنت را طبقاتی کردهاند، میفهمند خانوادهها چه فشاری را تحمل میکنند؟ اینترنت گیگی ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان است؛ از کجا باید بیاورم؟»
شهلا میگوید سالها تلاش کرده با کمک مشاوران و برنامههای درمانی، زندگی آرامتری برای فرزندش فراهم کند؛ اما این ۷۰ روز را «جهنم واقعی» توصیف میکند.
«۷۰ روز است نوههایم را ندیدهام»
مژده، ۷۰ ساله، میگوید برای گرفتن وقت پزشک و دریافت نتایج آزمایش به او گفتهاند اپلیکیشن «بله» را نصب کند؛ موضوعی که باعث نگرانی او شده است: «برای ثبت یک وقت دکتر باید اپلیکیشنی نصب کنم که بارها درباره امنیتش هشدار داده شده.»
فرزندان و نوههای مژده خارج از ایران زندگی میکنند. او میگوید پیش از این هر روز از طریق تماس تصویری نوههایش را میدیده اما حالا بیش از ۷۰ روز است که تنها تماسهای کوتاه تلفنی برایش باقی مانده است.
«من بازنشستهام و توان خرید اینترنت طبقاتی را ندارم. اصلا چرا باید چنین شرایطی به مردم تحمیل شود و هیچ واکنش جدیای هم وجود نداشته باشد؟»
او در ادامه میگوید: «همهچیز خلاصه شده در انرژی هستهای، در حالی که ادامه این وضعیت برای مردم فقط ضرر است. اگر کشور دیگری ۷۰ روز اینترنت را قطع میکرد، هر روز بازداشت و اعدام میکرد، حتما واکنش جهانی متفاوتی میدید.»
ضربه به زنان بلوچ و کسبوکارهای مستقل
ماهان، طراح لباس، سالهاست با زنان سوزندوز بلوچ همکاری میکند و از طریق فروش آنلاین محصولاتشان، به بهبود وضعیت اقتصادی آنها کمک کرده است.
او میگوید: «بیش از ۷۰ روز است که امکان ثبت سفارش جدید وجود ندارد. من فقط نگران خودم نیستم؛ نگران زنانی هستم که این کار تنها منبع درآمدشان بود.»
زندگی در سکوت آنلاین
در حالی که محدودیت اینترنت در ایران وارد سومین ماه شده است، بسیاری از شهروندان میگویند احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود. از آموزش و درمان تا کسبوکار و ارتباطات خانوادگی، اینترنت برای میلیونها نفر دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره است که قطع شدنش، زندگی را مختل کرده است.
اما در میان همه بحثهای سیاسی و امنیتی، روایت مردمی که هر روز هزینه این محدودیتها را میپردازند، همچنان کمتر شنیده میشود.