قاسم قریشی، سردار سرکوبگر فوتبال ایران

قاسم قریشی که تنها یک روز پیش از کشته شدن در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا قرار گرفته بود، یکی از اصلیترین چهرههای پشتپرده در تبدیل میادین ورزشی به صحنه سرکوب، ارعاب و تبلیغ برای حکومت محسوب میشد.

قاسم قریشی که تنها یک روز پیش از کشته شدن در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا قرار گرفته بود، یکی از اصلیترین چهرههای پشتپرده در تبدیل میادین ورزشی به صحنه سرکوب، ارعاب و تبلیغ برای حکومت محسوب میشد.
ایران اینترنشنال، ۲۶ اسفند، در خبری اختصاصی به نقل از منابع آگاه، کشته شدن قاسم قریشی، جانشین رییس سازمان بسیج، را در جریان حمله اسرائیل به نشست فرماندهان بسیج تایید کرد.
در این حمله، نزدیک به ۳۰۰ نفر از مسئولان میدانی و فرماندهان بسیج کشته شدند.
نقش قریشی در امنیتیکردن فضای فوتبال ایران، بهویژه در دوران خیزش انقلابی مردمی ایران، ابعادی فرامرزی داشت.
افشای طرحهای سرکوب در جام جهانی قطر
بخش بزرگی از کارنامه سیاه قریشی در آذر ۱۴۰۱ و در پی هکشدن سامانه داخلی خبرگزاری فارس توسط گروه «بلکریوارد» افشا شد.
فایل صوتی لو رفته از جلسه او با مدیران رسانههای حکومتی، از همکاری نزدیک امنیتی میان تهران و دوحه برای سرکوب معترضان و خبرنگاران در جام جهانی ۲۰۲۲ پرده برداشت.
قریشی در آن جلسه با ابراز رضایت از همکاری قطریها گفت: «قطر به ما قول داده افرادی که میگوییم حضورشان آنجا مضر است، راه ندهد. درباره خبرنگاران شبکه ایران اینترنشنال هم قطریها اعلام کردهاند که اگر شما مدارکی بدهید که بتوانیم بهانهای بیاوریم، آنها را راه نمیدهیم.»
در پی همین هماهنگیهای امنیتی، دولت قطر ویزای خبرنگاران ایران اینترنشنال را باطل کرد و بهطور رسمی مانع حضور آنها در جام جهانی شد تا صدای رسانههای آزاد در این مسابقات شنیده نشود.
او همچنین تایید کرد که قطر فهرست تمام خریداران بلیت را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده تا نیروهای امنیتی بتوانند مخالفان را شناسایی کنند.
قریشی با اشاره به اعزام نیروهای گزینششده بسیج برای «میدانداری» در استادیومها تاکید کرد: «بچههای بسیج رسانه، هم خبر تهیه کنند و هم پرچم به لپشان بزنند. ما هزینه هم میدهیم؛ بلیت هواپیما و ناهار هم میدهیم.»
توهین به اسطوره فوتبال ایران و واکنش علی دایی
یکی از جنجالیترین بخشهای فعالیت قریشی، تلاش برای تخریب چهرههای محبوب ورزشی بود که با مردم همراه شده بودند.
او با ادبیاتی توهینآمیز به علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، حمله کرد و گفت: «درباره فوتبالیستها کارهای خوبی انجام شد. هر چند آدم وقتی میبیند یکی مثلا علی دایی که در وجودشان چیزی نمانده، البته بعید هم نیست با آن وضع تربیت دختر و زنش.»
این سخنان با واکنش تند علی دایی همراه شد. دایی با انتشار پستی در اینستاگرام، ضمن پردهبرداری از تهدیدات بیشماری که علیه خود و خانوادهاش از سوی نهادهای امنیتی صورت گرفته، نوشت: «در این ماهها و روزهای اخیر شاهد تهدیدات بیشماری علیه خود و خانوادهام بودهام. من از [آیتالله بهجت] درس آزادگی گرفتهام، با این عوامفریبیها به کجا میخواهید رسید؟»
از اعزام بسیجی تا جریمههای بینالمللی
نقش قریشی تنها به جام جهانی محدود نشد. او در جام ملتهای ۲۰۲۳ آسیا نیز شخصا کاروان پرتعداد نیروهای بسیجی را به قطر برد تا فضای سکوها را به نفع حکومت مدیریت کنند.
ثمره این ایدههای امنیتی، نفوذ افرادی چون «اکبر بزمجو»، مسئول بسیج بومهن، به داخل زمین مسابقه در جریان دیدار مقابل امارات بود؛ اقدامی که منجر به جریمه سه هزار دلاری فدراسیون فوتبال ایران توسط کنفدراسیون فوتبال آسیا شد.
کارنامه قریشی نشاندهنده تلاش سیستماتیک ارگانهای نظامی برای بلعیدن استقلال ورزش و استفاده از آن به عنوان ابزاری برای سرکوب و همچنین تبلیغات برای حکومت است.







در پی تشدید تنشها پس از حملات جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی، منابع آگاه در گفتوگو با ایراناینترنشنال از برخورد گسترده با شبکههای مالی وابسته به سپاه پاسداران و بازداشت دهها فرد فعال در شبکه صرافی وابسته به حکومت ایران در این کشور خبر دادند.
منابع آگاه که نخواستند نامشان فاش شود، به ایراناینترنشنال گفتند دهها صراف فعال در امارات که با نهادهای مالی جمهوری اسلامی، از جمله شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران، همکاری و در انتقال منابع مالی برای آنها نقش ایفا میکردند، بازداشت شدهاند.
همزمان، فعالیت شرکتهای مرتبط با این افراد نیز متوقف و دفاتر آنها تعطیل شده است.
به گفته این منابع، مقامهای اماراتی علاوه بر بازداشت دهها نفر، برای شماری دیگر از صرافها احضاریه صادر کرده و از آنها خواستهاند خاک این کشور را ترک کنند.
سرویس امنیت دولتی امارات متحده عربی ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد یک شبکه «تروریستی» مرتبط با حزبالله و جمهوری اسلامی را که زیر پوشش شرکت تجاری ساختگی فعالیت میکرد، متلاشی و اعضای آن را بازداشت کرده است.
به گفته این نهاد، این گروه در پی پولشویی و تهدید ثبات مالی کشور بود.
ایراناینترنشنال هشتم فروردین گزارش داد شهروندان ایرانی مقیم امارات متحده عربی که خارج از خاک این کشور حضور داشتند، با ابطال ویزای اقامت مواجه شدند.
در مقابل، قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۱۰ فروردین اعلام کرد اقامت ۱۲۰۰ شهروند امارات متحده عربی مقیم ایران باطل شده است و آنها باید ظرف یک هفته کشور را ترک کنند.
ایراناینترنشنال همچنین ۲۲ اسفند گزارش داده بود پس از حملات جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه خلیج فارس، امارات دستور داده مراکز وابسته به حکومت ایران در این کشور از جمله بیمارستان ایرانیان، مدارس ایرانی، دانشگاه آزاد، مسجد «امام حسین» و همچنین «باشگاه ایرانیان» دبی تعطیل شوند.
از مرکز امن تا دشمن اصلی
در تمام سالهایی که جمهوری اسلامی تحریم بوده، امارات متحده عربی یکی از اصلیترین مراکز دور زدن تحریمها، پولشویی، تامین مالی و قاچاق کالا از سوی نهادهای وابسته به حکومت ایران از جمله سپاه پاسداران به شمار میرفته است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، سهشنبه ۱۱ فروردین به نقل از یک مقام آگاه که نامش را اعلام نکرد، هشدار داد: «در صورت ادامه مشارکت امارات در حملات هوایی و موشکی آمریکا و استمرار میزبانی نیروهای اطلاعاتی و کمک به اسرائیل، ایران بندر الفجیره و خط لوله مهم انتقال نفت به خارج از تنگه هرمز را هدف قرار میدهد.»
در روزهای اخیر، با تشدید تنش در منطقه، جمهوری اسلامی بر شدت تهدیدهای خود علیه امارات متحده عربی افزوده است.
از هنگام آغاز جنگ در ۹ اسفند، جمهوری اسلامی بیش از هر کشور دیگری از جمله اسرائیل به امارات متحده عربی حمله کرده است.
وزارت دفاع امارات هفتم فروردین در پیامی در شبکه ایکس نوشت از زمان آغاز حملههای جمهوری اسلامی، سامانههای پدافند هوایی امارات ۳۷۲ موشک بالستیک، ۱۵ موشک کروز و هزار و ۸۲۶ پهپاد را رهگیری کردهاند.
وزارت دفاع امارات گفت در این حملات دو نیروی نظامی امارات، یک پیمانکار غیرنظامی مراکشی و هشت تبعه خارجی از پاکستان، نپال، بنگلادش، فلسطین و هند کشته شدهاند. همچنین ۱۶۹ تن دیگر مجروح شدهاند که اتباع بیش از ۲۵ کشور را شامل میشود.
در همین حال، مقامات اماراتی بهشکلی فزاینده مواضعی تندتر در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کردهاند.
لانا نسیبه، وزیر مشاور امارات، ششم فروردین تهران را حامی تروریسم خواند و گفت مجموع حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به امارات از مجموع حملات به اسرائیل و دیگر کشورهای خلیج فارس بیشتر است.
در همین حال، آسوشیتدپرس ۱۱ فروردین به نقل از مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و عرب نوشت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات به دونالد ترامپ فشار میآورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد.
بر اساس این گزارش، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ابتدا بابت اینکه پیش از جنگ اطلاعات کافی درباره حمله آمریکا و اسرائیل دریافت نکرده بودند، همینطور از اینکه آمریکا هشدارهایشان درباره پیامدهای ویرانگر جنگ برای کل منطقه را نادیده گرفته بود، گلایه داشتند.
با وجود این، این کشورها اکنون به کاخ سفید میگویند این جنگ یک فرصت تاریخی برای «از کار انداختن کامل و همیشگی حاکمیت روحانیون در ایران» فراهم کرده است.
آسوشیتدپرس نوشت: «مقامهایی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی اعلام کردهاند که نمیخواهند عملیات نظامی تا زمانی که تغییرات قابلتوجهی در رهبری ایران رخ ندهد یا تغییر چشمگیری در رفتار ایران ایجاد نشود، پایان یابد.»
بر اساس این گزارش، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، به مقامهای کاخ سفید گفته است که تضعیف بیشتر توان نظامی و رهبری جمهوری اسلامی در راستای منافع بلندمدت منطقه خلیج فارس و فراتر از آن است.
به گفته منابع آگاه، امارات متحده عربی شاید «تندروترین» کشور خلیج فارس در این زمینه باشد و بهشدت ترامپ را برای صدور دستور حمله زمینی تحت فشار قرار میدهد. کویت و بحرین نیز از این گزینه حمایت میکنند.
در مقابل، عمان و قطر که بهطور سنتی در نقش میانجی در مذاکرات غرب با جمهوری اسلامی ظاهر شدهاند، از راهحل دیپلماتیک حمایت کردهاند.
حشد الشعبی بار دیگر به کانون اصلی انتقادها و نگرانیهای مخالفان خود در عراق و ایران بدل شده است.
دولت عراق همواره بر قرار داشتن حشد الشعبی در چارچوب فرماندهی کل نیروهای مسلح تاکید دارد، اما شواهد میدانی نشان میدهد این نیروها در عمل، فراتر از الزامات رسمی و بدون توجه به پیامدهای سیاسی و امنیتی اقداماتشان، در مسیر حمایت از جمهوری اسلامی حرکت میکنند.
در روزهای گذشته، انتشار تصاویر و گزارشهایی از ورود شبهنظامیان عراقی در قالب کاروانهای خودروهای «حامل کمک» به داخل ایران، موجی از نگرانی را برانگیخت.
انتقادهای شدید و هشدارها به دولت عراق در رسانهها و شبکههای اجتماعی سرازیر شد.
از واکنشها میتوان دریافت که ورود کاروان طولانی نیروهای حشد الشعبی از بصره به ایران، صرفا بهعنوان مشارکت در «امدادرسانی» پذیرفته نشده است، بلکه در نظر مردم منطقه، انتقال هزاران نیرو به خوزستان در زمانی حساس و در مقیاسی گسترده و آشکار، اهدافی سیاسی و امنیتی را دنبال میکند.
شیخ عبدالله الجغیفی، مشاور و عضو کمیته امنیت و دفاع استانداری الانبار، در گفتوگو با ایراناینترنشنال ضمن تایید ارسال «کمکهای مالی» حشد الشعبی به جمهوری اسلامی، اعلام کرد این کمکها «با پرچمهای عراق و حشد الشعبی وارد ایران شدهاند».
او این اقدام را «حامل یک پیام عقیدتی و اعلام همبستگی با ایران در برابر ایالات متحده» دانست، اما همزمان نسبت به پیامدهای آن هشدار داد.
به گفته الجغیفی، ورود حشد الشعبی به ایران در شرایط فعلی جنگ، عراق را با موج شدیدتری از تحریمهای آمریکا مواجه خواهد کرد.
اما در کنار این گزارشها، روایتهای متفاوتی در رسانههای عراقی و عربی مطرح شده است؛ از احتمال انتقال سلاح و آمادهسازی برای سناریوهای امنیتی گرفته تا گزارشهایی درباره انتقال تجهیزات و ماشینآلات سنگین به ایران.
صفیان السامرایی، روزنامهنگار عراقی و سردبیر سابق «بغداد پست»، با انتشار تصویری از کاروان خودروهای شبهنظامیان حشد الشعبی در خاک ایران نوشت: «اینها کمکهای غذایی نیستند، بلکه تجهیزات مهم، سلاحهای سبک پنهان و موشکهایی هستند که بر روی خودروهای پیکاپ حشد نصب شدهاند؛ برای آمادهسازی جهت جنگ خیابانی در شهرهای ایران.»
او افزود خودروهای منتقلشده به ایران دیگر به عراق باز نخواهند گشت.
واکنش رسانههای منطقه
ابعاد سیاسی ورود نیروهای حشد الشعبی به خاک ایران زیر ذرهبین رسانههای منطقه رفته است.
مشاری الذایدی، روزنامهنگار عربستان سعودی، در مقالهای در الشرق الاوسط نوشت شبهنظامیان عراقی هرگز همصفی کامل خود با جمهوری اسلامی ایران را پنهان نکردهاند.
الذایدی تاکید کرد این گروهها نهتنها به معضلی برای مردم عادی عراق تبدیل شدهاند، بلکه اکنون عاملی برای ایجاد تهدیدات خارجی علیه کشورهای منطقه هستند.
در داخل عراق نیز دیدگاه مشابهی وجود دارد.
جلیل اللامی، معاون مرکز عراق برای امور استراتژیک در بغداد، در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره عواقب سیاسی ورود حشد الشعبی به خاک ایران گفت: «اکنون عراق در موقعیت یک صفبندی آشکار قرار گرفته و عملا سیاست توازن میان واشنگتن و تهران پایان میگیرد.»
او اضافه کرد: «امروز عراق در نقطهای بسیار حساس قرار دارد که میان باقی ماندن خارج از درگیری یا لغزیدن به قلب آن ناگزیر به انتخاب است.»
در حالی که دولت عراق همچنان بر این موضع تاکید دارد که حشد الشعبی خارج از چارچوب فرماندهی رسمی عمل نمیکنند، مجموعه تحولات و روایتها نشان میدهد این نیروها بیش از هر زمان دیگری در نقطهای قرار گرفتهاند که مرز میان نقش داخلی و مداخله منطقهای آنها بهشدت کمرنگ شده است.
لاوک غفوری، روزنامهنگار کرد در اقلیم کردستان، نوشت حشد الشعبی زیر چتر وزارت دفاع عراق با ورود به ایران، هرگونه ابهام درباره بیطرفی بغداد در این درگیریها را از بین برد.
انتشار تصاویر کاروانهای حشد الشعبی در خاک ایران، موجب نگرانیهایی در میان بخشی از افکار عمومی ایران نیز شده است.
ریشه اصلی این نگرانیها به گزارشها درباره نقش این نیروها در سرکوب اعتراضات مردمی اخیر ایران بازمیگردد.
با این حال، سابقه و عملکرد این نیروها در عراق نیز همواره با سرکوب اعتراضات همراه بوده و در سالهای گذشته بهطور گسترده با انتقاد، بیاعتمادی و حتی نفی اجتماعی مواجه شدهاند.
اکنون نخبگان سیاسی و رسانهها در عراق عملکرد حشد الشعبی را نه در راستای منافع ملی این کشور، بلکه در چارچوب اولویتهای جمهوری اسلامی ارزیابی میکنند.
بسیاری این نیروها را بیش از آنکه بخشی از ساختار حاکمیتی عراق بدانند، ابزاری در خدمت سیاستهای منطقهای تهران میبینند، حتی به بهای تضعیف ثبات و حاکمیت عراق.
با این حال، پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ مانده است: آیا جابهجایی نیروها با مجوز رسمی دولت عراق انجام شده است، یا بار دیگر شاهد اقداماتی خودسرانه از سوی گروههایی هستیم که فراتر از چارچوبهای رسمی عمل میکنند، در حالی که دولت در سایه ضعف ساختاری، ناچار به سکوت یا پذیرش وضعیت موجود شده است؟
ابهامی که خود بیش از هر چیز نشاندهنده عمق بحران حاکمیت و شکنندگی تصمیمگیری در عراق امروز است.
روزنامه لوموند، سهشنبه ۱۱ فروردین، در گزارشی تحقیقی با انتشار تصاویر ماهوارهای، محمولهای مشکوک را در ورودی مرکز فناوری هستهای اصفهان در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ نشان میدهد. به گفته کارشناسان هستهای، این محموله میتواند بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران باشد.
تصاویر ماهوارهای ثبتشده در ۱۹ خرداد (چند روز پیش از جنگ ۱۲ روزه)، یک کامیون حامل ۱۸ سیلندر آبیرنگ را در مقابل ورودی جنوبی یکی از تونلهای این مرکز نشان میدهد.
قطر هر کدام از این سیلندرها کمی بیش از یک متر است. یک کامیون کوچکتر که یک جرثقیل روی آن است و همچنین سه خودرو کوچکتر (ظاهرا غیرنظامی) در این تصویر دیده میشوند.
جفری لوئیس، متخصص برنامه هستهای ایران در مرکز مطالعات منع اشاعه «جیمز مارتین» در مونتری کالیفرنیا، میگوید: «من هرگز این تصویر را ندیده بودم. این عکس بسیار فوقالعاده است.»
برای دیوید آلبرایت، مشاور سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و بنیانگذار موسسه علوم و امنیت بینالمللی (ISIS)، «این تصویر دستکم نشان میدهد که درست قبل از جنگ ۱۲ روزه که جمهوری اسلامی میدانست ممکن است به اصفهان ضربه بزنند، چیزی در حال انتقال به درون تونلها بوده است.»
این محموله مشکوک چیست؟
متخصصان به لوموند گفتند بهطور قطع نمیتوان گفت کامیون چه محمولهای را حمل میکند، اما اکثر آنها معتقدند که کامیون میتواند حامل مادهای حیاتی برای برنامه هستهای یا حتی اورانیوم با غنای بالا باشد.
به جز تاریخ عکسبرداری (چهار روز قبل از جنگ ۱۲روزه)، چندین نشانه دیگر وجود دارد که نشان میدهد این کامیون حامل مواد معمول نبوده است.
نخست، کامیون بهشکل کامل پر نشده و انتهای آن خالی است؛ جا برای دو تا چهار سیلندر دیگر وجود دارد.
این موضوع نشان میدهد که تمام موادی که وجود داشته را بار زدهاند و این محمولهای مخصوص است.
همچنین نوع بستهبندی این سیلندرها نشان میدهد که درون آنها مواد حساس و خطرناک قرار دارد. با توجه به ماهیت سایت، کارشناسان معتقدند که بار کامیونها موادی است که اهمیت بالایی برای برنامه هستهای ایران دارد.
به گفته جوزف راجرز از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، احتمال دارد بار کامیون اورانیوم طبیعی «کیک زرد» باشد؛ اما کیک زرد معمولا در سیلندرهایی با قطری تقریبا نصف این سیلندرها حمل میشود.
فرانسوا دیاز-مورین، سردبیر «بولتن دانشمندان اتمی»، فرضیه گازهای موسوم به «پیشساز» را مطرح میکند که در فرایند تبدیل اورانیوم طبیعی استفاده میشوند، مانند هیدروژن فلورید.
البته این مواد معمولا در کپسولهای استوانهای بزرگتر حمل میشوند، اما حکومت ایران ممکن است برای تسهیل جابهجایی در تونلهای باریک، از سیلندرهای کوچکتر استفاده کرده باشد.

فرضیه اورانیوم غنیشده
به عقیده سه متخصص، یکی از محتملترین تئوریها این است که این محموله شامل اورانیوم با غنای بالا باشد.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تا قبل از خرداد ۱۴۰۴، ۱۸۴ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصد و ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد در سایتهای مختلف از جمله اصفهان در اختیار داشت.
به دلیل رادیواکتیویته بالا، این مواد معمولا ابتدا در سیلندرهای کوچک ایمن قرار میگیرند و سپس درون محفظههای محافظ بزرگتر گذاشته میشوند.
قطر سیلندرهای مدل VP-55 که برای حمل اورانیوم با غنای پایین استفاده میشود، دو برابر کوچکتر از سیلندرهای مشاهدهشده در کاروان اصفهان است.

با این حال، محققان مدل دیگری از سیلندرهای محافظ را شناسایی کردهاند که از نظر اندازه و رنگ با سیلندرهای اصفهان مطابقت دارد.
این محفظهها که در اصل برای حمل کبالت-۶۰ (یک رادیوایزوتوپ بسیار رادیواکتیو) طراحی شدهاند، به گفته محققان میتوانند حاوی اورانیوم با غنای بالا نیز باشند.
علاوه بر این، آنها مجهز به قلابهایی برای حمل با جرثقیل هستند. در عکس ماهوارهای نیز، یک کامیون جرثقیلدار در کنار بشکههای آبی حضور دارد.
آژانس بینالمللی، ۱۰ اسفند، اعلام کرد که تقریبا نیمی از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ایران در تونلهای مجتمع اصفهان ذخیره شده و احتمالا هنوز در آنجا قرار دارد.
به گفته این آژانس، این مواد اگر بیشتر غنی شود برای تولید ۱۰ بمب اتمی کافی است.
دیوید آلبرایت با احتیاط میگوید: «تنها بر اساس یک تصویر ماهوارهای، نمیتوان نظر قطعی داد. اما در میان احتمالات در نظر گرفتهشده، منطبقترین مورد، اورانیوم ۶۰ درصد است.»
یکی از مقامات سابق دولت آمریکا و متخصص منع اشاعه نیز با این نظر موافق است: «اندازه سیلندرها و حضور جرثقیل نشاندهنده حمل اورانیوم با غنای بالا است.»
کاروانی برای دیده شدن؟
حال این سوال مطرح است که چرا جمهوری اسلامی مخفیکاری بیشتری نکرد؟ این انتقال در روز روشن و زیر آسمانی بدون ابر انجام شد، که طبیعتا آن را در معرض دید ماهوارهای قرار میداد؛ ماهوارههایی که تهران میداند برای از آنها برای نظارت بر سایتهای هستهای استفاده میشود.
بسیاری از شرکتهای ثبت تصاویر تجاری ماهوارهای عادت دارند عکسهای خود را از این مرکز حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح (به وقت محلی) بگیرند، یعنی زمانی که نور برای عکاسی ایدهآل است. با این حال، در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴، دقیقا در ساعت ۱۰:۴۰، کاروان ایران در مقابل درهای تونل دیده میشود.
دیوید آلبرایت معتقد است: «شاید ایران میخواست که این محموله دیده شود.»
تهران که در آن زمان هنوز با آژانس همکاری داشت، ممکن بود تصور کند که با این کار، بخشی از تعهدات خود را نسبت به آژانس انجام میدهد، در حالی که از باز کردن درهای تونلها به روی آنها خودداری میکرد.
همچنین فرضیه عملیات فریب مطرح است که هدفش گمراه کردن ناظران در مورد مکان واقعی ذخایر اورانیوم غنیشده است.
به گفته یک مقام ارشد سابق اطلاعاتی اسرائیل که سالها روی پرونده ایران کار کرده، عملیات فریب «ممکن است، اما بعید به نظر میرسد.»
در نهایت، با توجه به قریبالوقوع بودن حمله آمریکا و اسرائیل، شاید تهران صرفا نخواسته ریسک به خطر افتادن این منابع مهم را بپذیرد.
از ۲۳ خرداد، چندین حمله اسرائیلی ساختمانهای این مجتمع را هدف قرار دادند که به گفته آژانس «برخی از آنها ممکن بود حاوی مواد هستهای باشند.»
در اول تیر، آمریکا نیز چندین سایت غنیسازی ایران از جمله فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرد. بسیاری از ساختمانهای روی زمین آسیبهای جدی دیدند، اما هیچ خسارتی در مجتمع تونلها مشاهده نشد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید بعد از جنگ ۱۲روزه «هیچ حرکتی که نشاندهنده انتقال احتمالی اورانیوم باشد» مشاهده نکرده است. آژانس نسبت به عکس جدید منتشرشده واکنشی نشان نداده است.
جمهوری اسلامی بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین یک نفتکش غولپیکر حامل نفت خام را در نزدیکی دبی هدف قرار داد و آن را به آتش کشید. این حمله پس از آن انجام شد که رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه هشدار داد در صورت باز نشدن تنگه هرمز، تاسیسات انرژی و چاههای نفت ایران را نابود خواهد کرد.
حمله به نفتکش «السلمی» با پرچم کویت، تازهترین مورد از سلسله حملات موشکی و پهپادی هوایی و دریایی جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند است.
پس از حمله به این نفتکش، که ظرفیت حمل حدود دو میلیون بشکه نفت به ارزش بیش از ۲۰۰ میلیون دلار با قیمتهای کنونی را دارد، قیمت نفت خام بار دیگر بهطور موقت افزایش یافت.
شرکت نفت کویت، مالک این کشتی، اعلام کرد این حمله بامداد سهشنبه رخ داده و باعث آتشسوزی و آسیب به بدنه کشتی شده است.
مقامهای دبی اعلام کردند که پس از حمله پهپادی به نفتکش، موفق به مهار آتش شدهاند و هیچگونه تلفات انسانی گزارش نشده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که افزایش قیمت نفت و سوخت، باعث فشار بر بودجه خانوارهای آمریکایی شده و در حال تبدیل شدن به یک چالش سیاسی برای ترامپ و حزب جمهوریخواه او در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر است.
جمهوریخواهان پیشتر وعده کاهش قیمت انرژی و افزایش تولید نفت و گاز آمریکا را داده بودند اما کاهش عرضه جهانی باعث شده قیمت نفت خام آمریکا از ۱۰۱ دلار در هر بشکه فراتر رود.
بر اساس دادههای سرویس پایش قیمت «گسبادی»، میانگین قیمت بنزین در آمریکا روز دوشنبه برای نخستین بار در بیش از سه سال گذشته از چهار دلار در هر گالن عبور کرد.
استقرار نیروها همزمان با اظهارات ضد و نقیض درباره مذاکره
در حالی که دونالد ترامپ ضمن مثبت خواندن روند مذاکرات با جمهوری اسلامی، تهدید کرده که در صورت دست نیافتن به توافق بر شدت حملات آمریکا افزوده خواهد شد، مقامات جمهوری اسلامی همچنان هرگونه مذاکره را رد کرده و بر دامنه حملات خود به کشورهای حاشیه خلیج افزودهاند.
مقامات نظامی جمهوری اسلامی اعلام کردند که اهداف موج اخیر حملات موشکی و پهپادی تهران شامل «مخفیگاههای» نیروهای نظامی آمریکا در پنج پایگاه در منطقه و همچنین در اسرائیل بوده است.
همزمان حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در روزهای اخیر با شلیک موشک و پهپاد به اسرائیل وارد جنگ شدهاند و ترکیه بار دیگر گزارش داده یک موشک بالستیک شلیکشده از ایران وارد حریم هوایی این کشور شده اما پیش از اصابت با سامانههای دفاع هوایی و موشکی ناتو سرنگون شده است.
اسرائیل و آمریکا نیز بر شدت حملات خود به مواضع جمهوری اسلامی در ایران افزودهاند. اسرائیل همزمان به حمله به مواضع حزبالله در لبنان ادامه میدهد.
ارتش اسرائیل بامداد سهشنبه اعلام کرد چهار سرباز در جنوب لبنان کشته شدهاند. در روزهای اخیر سه نیروی حافظ صلح سازمان ملل از اندونزی در جنوب لبنان کشته شدند.
دو مقام آمریکایی دوشنبه ۱۰ فروردین به رویترز گفتند هزاران نیروی لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا، از واحدهای نخبه، وارد خاورمیانه شدهاند.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ قصد دارد پیش از ضربالاجل دوم که یک هفته دیگر فرامیرسد، برای بازگشایی تنگه هرمز، به توافقی با رهبران جمهوری اسلامی دست یابد.
لیویت افزود مذاکرات با جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است و آنچه تهران در انظار عمومی میگوید با آنچه بهطور خصوصی به مقامهای آمریکایی میگوید متفاوت است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد که تهران از طریق واسطهها پیشنهادهای آمریکا را دریافت کرده است.
او با تاکید بر اینکه از زمان آغاز جنگ جمهوری اسلامی هیچ گفتوگویی با آمریکا انجام نداده، پیشنهادهای واشینگتن را زیادهخواهانه و غیرمنطقی دانست.
ایران پیشتر در روز دوشنبه اعلام کرده بود از طریق واسطهها پیشنهادهای صلح آمریکا را دریافت کرده است، پس از گفتوگوهای آخر هفته میان وزرای خارجه پاکستان، مصر، عربستان سعودی و ترکیه.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، این پیشنهادها را «غیرواقعبینانه، غیرمنطقی و افراطی» توصیف کرد.
اندکی پس از اظهارات بقایی، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت آمریکا در حال مذاکره با «رژیمی منطقیتر» برای پایان دادن به جنگ در ایران است.
ترامپ نوشت: «ایالات متحده در حال گفتوگوهای جدی با یک حکومت جدید و منطقیتر برای پایان دادن به عملیات نظامی ما در ایران است. پیشرفت زیادی حاصل شده، اما اگر به هر دلیلی بهزودی توافقی حاصل نشود، که احتمالا خواهد شد و اگر تنگه هرمز فورا برای فعالیت باز نشود، ما حضور خود در ایران را با نابودی کامل تمام نیروگاههای برق، چاههای نفت و جزیره خارگ (و احتمالا همه تاسیسات آبشیرینکن) به پایان خواهیم رساند؛ تاسیساتی که عمدا تاکنون به آنها دست نزدهایم.»
با این حال، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد ترامپ به مشاوران خود گفته حاضر است حتی در صورت بسته ماندن نسبی تنگه، کارزار نظامی را پایان دهد و عملیات پیچیده بازگشایی آن را به زمان دیگری موکول کند. این گزارش باعث کاهش قیمت نفت و بهبود بازارهای سهام شد، زیرا سرمایهگذاران امیدوار شدند راهی برای پایان سریع درگیریها وجود داشته باشد.
در پاسخ به این گزارش، کاخ سفید به اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اشاره کرد که به شبکه الجزیره گفته بود این تنگه «به هر شکل ممکن» پس از عملیات نظامی آمریکا باز خواهد شد.
درخواست عربستان و امارات و قصد ترامپ برای گرفتن هزینه جنگ
کاخ سفید همچنین اعلام کرد ترامپ در حال بررسی درخواست از کشورهای عربی برای پرداخت هزینههای جنگ است. لیویت در پاسخ به پرسشی در اینباره گفت: «این ایدهای است که میدانم او دارد و فکر میکنم بیشتر درباره آن از او خواهید شنید.»
دولت ترامپ درخواست بودجه اضافی ۲۰۰ میلیارد دلاری برای جنگ ارائه کرده است اما این درخواست با برخی مخالفتهای شدید در کنگره آمریکا روبهروست.
آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و عرب نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دونالد ترامپ فشار میآورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد.
قطر و عمان همچنان از راه حل دیپلماتیک حمایت میکنند.
این رسانه در گزارشی که بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین انتشار یافت، نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ابتدا بابت اینکه پیش از جنگ اطلاعات کافی درباره حمله آمریکا و اسرائیل دریافت نکرده بودند، همینطور از اینکه آمریکا هشدارهایشان درباره پیامدهای ویرانگر جنگ برای کل منطقه را نادیده گرفته بود، گلایه داشتند. با وجود این، اکنون به کاخ سفید میگویند که این جنگ یک فرصت تاریخی برای «از کار انداختن کامل و همیشگی حاکمیت روحانیون در ایران» فراهم کرده است.
آسوشیتدپرس نوشت: «مقامهایی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی اعلام کردهاند نمیخواهند عملیات نظامی تا زمانی که تغییرات قابل توجهی در رهبری ایران رخ ندهد یا تغییر چشمگیری در رفتار ایران ایجاد نشود، پایان یابد.»
آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی، اسرائیلی و عرب نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات به دونالد ترامپ فشار میآورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد. قطر و عمان همچنان از راه حل دیپلماتیک حمایت میکنند.
این رسانه در گزارشی که بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین انتشار یافت، نوشت که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در ابتدا بابت اینکه پیش از جنگ اطلاعات کافی درباره حمله آمریکا و اسرائیل دریافت نکرده بودند، همینطور از اینکه آمریکا هشدارهایشان درباره پیامدهای ویرانگر جنگ برای کل منطقه را نادیده گرفته بود، گلایه داشتند. با وجود این، اکنون به کاخ سفید میگویند که این جنگ یک فرصت تاریخی برای «از کار انداختن کامل و همیشگی حاکمیت روحانیون در ایران» فراهم کرده است.
آسوشیتدپرس نوشت: «مقامهایی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و بحرین در گفتوگوهای خصوصی اعلام کردهاند که نمیخواهند عملیات نظامی تا زمانی که تغییرات قابلتوجهی در رهبری ایران رخ ندهد یا تغییر چشمگیری در رفتار ایران ایجاد نشود، پایان یابد.»
یک دیپلمات از کشورهای حاشیه خلیج فارس در گفتوگو با این رسانه از وجود برخی اختلافنظرها خبر داد و گفت که عربستان و امارات در خط مقدم درخواستها برای افزایش فشار نظامی بر تهران قرار دارند.
آسوشیتدپرس، همچنین به نقل از یک منبع مطلع نوشت که محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان،به مقامهای کاخ سفید گفته است که تضعیف بیشتر توان نظامی و رهبری روحانی ایران در راستای منافع بلندمدت منطقه خلیج فارس و فراتر از آن است.
عربستان و امارات موافق ادامه حملات، عمان و قطر حامی دیپلماسی
به گفته این دیپلمات، امارات متحده عربی شاید تندروترین کشور خلیج فارس در این زمینه باشد و بهشدت ترامپ را برای صدور دستور حمله زمینی تحت فشار قرار میدهد. کویت و بحرین نیز از این گزینه حمایت میکنند.
طی یک ماه گذشته شدیدترین بخش از کارزار نظامی جمهوری اسلامی در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل علیه امارات انجام شده است. به گفته مقامهای رسمی امارات، این کشور در چهار هفته نخست حملات با بیش از ۲۳۰۰ حمله موشکی و پهپادی تهران مواجه شده است.
در مقابل، عمان و قطر که بهطور سنتی در نقش میانجی در مذاکرات غرب با جمهوری اسلامی ظاهر شدهاند، از راهحل دیپلماتیک حمایت کردهاند.
این دیپلمات همچنین گفت عربستان به آمریکا استدلال کرده که پایان دادن به جنگ در مقطع کنونی به «توافق خوبی» که امنیت همسایگان عرب ایران را تضمین کند، منجر نخواهد شد.
سعودیها خواستار توافقی هستند که برنامه هستهای جمهوری اسلامی را خنثی کند، توانمندیهای موشکهای بالستیک آن را از بین ببرد، به حمایت تهران از گروههای نیابتی پایان دهد، و همچنین تضمین کند که جمهوری اسلامی در آینده نتواند تنگه هرمز را بهطور موثر مسدود کند.
آسوشیتدپرس تحقق این اهداف را مساوی با «تغییر اساسی مسیر نظامی دینی حاکم بر ایران یا کنار رفتن کامل آن» ارزیابی کرده است.
این رسانه نوشته است که کاخ سفید از اظهارنظر درباره این گزارش و رایزنیها با متحدان خلیج فارس خودداری کرد. اما مارکو روبیو، وزیر امو خارجه آمریکا، روز دوشنبه تاکید کرد که ایالات متحده و متحدان عرب خلیج فارس درباره ایران همنظرند.
روبیو در برنامه «صبح بخیر آمریکا» شبکه اِیبیسی حاکمان ایران را «افراطگرایان مذهبی با دیدگاهی آخرالزمانی نسبت به آینده» خواند که «هرگز نباید اجازه یابند به سلاح هستهای دست پیدا کنند».
او افزود: «همه همسایگانشان این را میدانند، به همین دلیل است که همگی از اقداماتی که ما انجام میدهیم حمایت کردهاند.»
آسوشیتدپرس نوشت که سعودیها همزمان نسبت به طولانی شدن درگیری هم حساسند چون میدانند هرچه درگیری طولانیتر شود، فرصت جمهوری اسلامی برای حمله به زیرساختهای انرژی عربستان نیز بیشتر خواهد شد.
یک مقام دولتی سعودی تاکید کرد که این کشور در نهایت خواهان یک راهحل سیاسی برای بحران است، اما تمرکز فوری آن همچنان بر حفاظت از مردم و زیرساختهای حیاتیاش قرار دارد.
درخواست به ضربه زدن اساسی به ساختار جمهوری اسلامی در حالی از سوی کشورهای خلیج فارس مطرح میشود که ترامپ در روزهای گذشته بارها میان ادعای مذاکره با شخصیتهایی درون حاکمیت و بررسی گزینههایی که جنگ را به مرحلهای شدیدتر وارد میکند، در نوسان بوده است.
روزنامه والاستریت ژورنال ظرف کمتر از ۲۴ ساعت دو گزارش نسبتا متفاوت درباره گزینههای مورد بررسی دونالد ترامپ منتشر کرد؛ گزارشی که عصر دوشنبه ۱۰ فروردین منتشر شد از این حکایت داشت که ترامپ در حال بررسی یک عملیات نظامی پیچیده و پرخطر برای خارج کردن حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم از ایران است. این عملیات مستلزم حضور نیروهای آمریکایی در داخل ایران به مدت چندین روز یا حتی بیشتر توصیف شده بود.
در گزارشی دیگر که بامداد سهشنبه ۱۱ فروردین در همین رسانه منتشر شد، رییسجمهوری ایالات متحده به مشاورانش گفته که حاضر است کارزار نظامی آمریکا علیه ایران را پایان دهد، حتی اگر تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی بسته باقی بماند.
به نوشته این رسانه، این تصمیم به احتمال زیاد کنترل مستحکم تهران بر این آبراهه را تداوم میبخشد و عملیات پیچیده بازگشایی آن را به زمانی دیگر موکول میکند.

