چهار روایت کوتاه با ضرب گلوله؛ پس از کشتار سراسری دی ماه در خانهها چه میگذرد | ایران اینترنشنال
چهار روایت کوتاه با ضرب گلوله؛ پس از کشتار سراسری دی ماه در خانهها چه میگذرد
صبح هنوز کامل روشن نشده که «تبسم» روپوش مدرسهاش را میپوشد و پیش از آنکه راهی کلاس شود، از مادرش میخواهد مسیرشان را عوض کنند. او به قطعهای از قبرستان میرود که حالا عکس کاغذی پدرش روی سنگی سیاه چسبانده شده است.
با هر دو دست، سنگ را محکم در آغوش میکشد، صورتش را به آن میچسباند و صبح بهخیر میگوید. انگار اگر این دیدار صبحگاهی نباشد، روزش شروع نمیشود. پدرش، وحید فیروزی، ۱۹ دی ماه در نسیمشهر تهران کشته شد و از آن روز، خانه تبسم، یک ساکن کمتر و یک نبودن بیشتر دارد.
۲
در مرودشت، جایی که ستونهای تخت جمشیدش هنوز سر پا ایستادهاند، صدای لرزان مادربزرگی در غم فراق میلاد میخواند: «گلی بودی چه وقت چیدنت بود...». میلاد خاکسار علمدارلو، ۳۴ ساله و پدر دو فرزند، در ۱۹ دی ماه هدف شلیک چند گلوله قرار گرفت و جان باخت.
دختر ۱۲ سالهاش که به مرگ پدر آگاه است، عکساش را کنار مزار میبوسد و بیقراری میکند، اما پسر کوچکتر چیزی نمیداند، صبحها که بیدار میشود میگوید: «من باز بابا رو ندیدم.» برای او، پدر زودتر بیدار شده و به سر کار رفته و وقتی او خواب بوده به خانه برگشته.
خواهر میلاد تصویری از تلفن همراهش منتشر کرده که ۹۲ تماس بیپاسخ را نشان میدهد، در لحظهای که خبر «تیر خوردن» برادر را شنیده است. هر تماس، تلاشی بود برای شکستن خبری هولناک که هنوز قطعی نشده بود.
میلاد خاکسار
این همان نقطه تعلیق است؛ جایی که ذهن تا آخرین ثانیه احتمال بازگشت را زنده نگه میدارد. در روانشناسی، به این وضعیت «فقدان مبهم» گفته میشود. وقتی مرگ ناگهانی و بدون خداحافظی رخ میدهد، رابطه بهسادگی قطع نمیشود. فرد میان دانستن و ندانستن معلق میماند و میان امید و واقعیت رفتوآمد میکند. در چنین خانهای، «نبودن» تثبیت نشده، بلکه «حضور» تغییر شکل داده است.
۳
در چمستان نور، ساعتهای پایانی روز ۱۹ دی ماه، سامان علایی از پشت سر هدف شلیک چند گلوله جنگی قرار میگیرد و دیگر شباش به صبح نمیرسد.
مادر عکس پسر ۲۲ ساله را در آغوش گرفته و به دردی روی دستش اشاره میکند: «برای من یه سرم زدن، دستم درد گرفت… یاد سر تو افتادم، چطور تونستن به سرت شلیک کنن؟»
سامان علایی
این جمله کوتاه، پیوندی میان بدن و خاطره ایجاد میکند. در سوگهای ناشی از خشونت، بدن به حافظه تبدیل میشود. بوی بیمارستان، صدای آمبولانس، لمس یک زخم کوچک، حتی یک قطره خون میتواند تصویر لحظه مرگ را دوباره فعال کند.
روانشناسان این وضعیت را نوعی «سوگ تروماتیک» میدانند، حالتی که در آن، اندوه با نشانههای تروما درهم میآمیزد. در چنین سوگی، خاطره فقط در ذهن باقی نمیماند، بلکه بدن نیز به محرکهای کوچک واکنش نشان میدهد و صحنه فقدان دوباره فعال میشود.
۴
در چالوس، مادری کنار مزار پسرش فریاد میکشد: «وقتی داشتی جون میدادی چند بار صدام کردی که من نبودم آراز؟ اولین باره که من دیر رسیدم… من دیر رسیدم مامان منو ببخش».
آراز سلیمیان، ۲۷ ساله و تک فرزند خانواده، در ۱۸ دی ماه هدف شلیک گلوله ماموران قرار گرفت. صدای مادرش میان ضجه و نجوا میلرزد و باز تکرار میکند: «من دیر رسیدم». مثل زخمی که دوباره باز شده باشد.
در سوگهای ناگهانی، ذهن بهدنبال نقطهای میگردد که بتواند مرگ را جابهجا کند. روانشناسان این وضعیت را «گناه بازماندگی» مینامند، احساسی که در آن فرد خود را بهطور ناخودآگاه مسئول مرگی میداند که کنترلی بر آن نداشته است. ذهن بارها به عقب برمیگردد و میپرسد: شاید میشد کاری کرد، شاید میشد محافظت کرد، شاید میشد نجات داد.
در خانه آراز، از آن روز به بعد، زمان دو نیم شده است؛ قبل از «دیر رسیدن» و بعد از آن. مادر با این جمله زندگی میکند، با پرسشی که پاسخی ندارد.
رشتهای نامرئی بین خانوادههای دو نیم شده
اینها خانههایی جدا از هم نیستند. از نسیمشهر تا مرودشت، از چالوس تا قشم، رشتهای نامرئی خانوادهها را به هم وصل میکند، رشتهای از مرگ خشونتبار، تهدید و اجبار به سکوت، خاکسپاری در ناکجاآباد و خانوادههای دو نیم شده.
ساختار عاطفی خانواده، زیر فشار فقدانی که فرصت هضم نیافته، تغییر شکل میدهد. کودک زودتر بزرگ میشود، مادر همزمان باید سوگوار و ستون خانه باشد و خواهر دوقلوی ۱۷ساله تبدیل به حامل حافظه برادر میشود.
صبح فردا، تبسم دوباره روپوشاش را میپوشد و از مادرش میخواهد به دیدار پدر بروند. سنگ سرد را در آغوش میگیرد، صورتش را میچسباند به نامی که دیگر جواب نمیدهد و زیر لب چیزی میگوید که کسی جز خودش نمیشنود. خانههای دیگر، با صندلیهای خالی و چراغهای خاموش، اول به نبودن سلام میکنند و بعد روزشان آغاز میشود.
در بیستودومین روز جنگ، همزمان با شنبه اول فروردین حملات گسترده به نقاط مختلف ایران ادامه یافت و از جمله مناطقی در رامسر، حوالی آستانه اشرفیه، مشهد و یزد هدف قرار گرفتند؛ مناطقی که در ۲۱ روز گذشته، چندان مورد حمله قرار نگرفته بودند.
براساس گزارش مخاطبان ایراناینترنشنال و در حالی که با ادامه قطعی اینترنت رسانههای جمهوری اسلامی نیز اخبار مربوط به جنگ را سانسور میکنند، نقاط مختلفی در غرب، شمال، مرکز و جنوب ایران هدف قرار گرفتند.
دو مورد از این حملات، نسبت به سایر اهداف، متفاوت بودند: هدف قرار گرفتن یک ویلای جنگلی در منطقه اربکله نزدیک به رامسر در استان مازندران و یک ویلا در روستای ساحلی دستک، نزدیک به آستانه اشرفیه در استان گیلان.
رسانههای داخلی از قول مقامهای رسمی جمهوری اسلامی نوشتند اهداف منازل مسکونی بودند. با اینحال جزئیاتی درباره ساکنان این دو نقطه منتشر نشده است.
آثار حمله به ویلای جنگلی در منطقه اربکله رامسر در حملات بامداد اول فروردین
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال پیامی درباره حمله به ویلایی در رامسر نوشت ساکنان آن ویلا افراد محلی نبودند.
براساس این گزارش این ویلا جمعه شب از سوی چند نفر اجاره شده بود. این شهروند میگوید حوالی ساعت ۴ صبح شنبه، اول فروردین، این ویلا هدف قرار گرفته است. این شهروند افزود پس از شنیده شدن صدای انفجار، تا ۳ ساعت چندین پهپاد دور آن منطقه گشت میزنند. مخاطب دیگری گزارش داده انفجار ساعت ۳:۳۷ بامداد شنبه رخ داده است.
حوالی همین ساعت، انفجاری در دیگر استان شمالی کشور رخ داد. شهروندان گزارش دادهاند که حوالی ساعت ۴ صبح، یک واحد ویلایی در روستای دستک در آستانه اشرفیه هدف قرار گرفته است.
آثار انفجار که تصاویر آن را شهروندان منتشر کردند، الگویی مشابه حملات نقطهزنی را نشان میدهد.
در موردی مشابه، در جریان جنگ ۱۲ روزه محمدرضا (شهرام) صدیقیصابر، از گردانندگان برنامه هستهای جمهوری اسلامی در خانه پدری خود واقع در آستانه اشرفیه هدف قرار گرفت. در جنگ ۱۲ روزه، اقامتگاه مرکز رفاهی آموزشی سردار جنگل سپاه پاسداران در حوالی چمخاله نیز هدف قرار گرفت.
حملات بامدادی در سراسر کشور
از حدود ساعت ۰۱:۱۵ بامداد، انفجارها در تهران آغاز شد. دو صدای انفجار در محدوده شرق تهران، حوالی میدان «امام حسین»، شنیده شد و دقایقی بعد، سه انفجار مهیب دیگر در شرق و مرکز شهر گزارش شد.
در ساعت ۰۲:۰۰ بامداد، ساکنان اصفهان نیز از شنیده شدن صدای انفجار خبر دادند؛ این صداها در ساعات ۰۳:۰۰ و ۰۵:۰۰ نیز تکرار شد.
حوالی ساعت ۰۳:۲۰ تا ۰۳:۳۵، دوباره موج گستردهای از انفجارها در تهران گزارش شد؛ از جمله سه انفجار در منطقه ۲۲، چهار انفجار در تهرانسر، و پنج انفجار در محدوده شهرزیبا.
همزمان، در گرمدره گزارش انفجار شدید در نزدیکی کوه گزارش شد. پادگان «شهید قدیری» و پایگاه یکم پدافند تهران در این محدوده واقع شده است. یکی از تاسیسات موشکی جمهوری اسلامی نیز در همین منطقه قرار دارد.
در همین بازه زمانی، گزارشهایی از لرزش زمین و شنیده شدن صدای جنگندهها در همدان و تویسرکان منتشر شد.
از ساعت ۰۳:۳۰ تا ۰۳:۴۵، حملات موشکی به چند نقطه در غرب تهران از جمله بلوار فردوس و شهرک راهآهن گزارش شد.
همچنین در شهرضا در حوالی اصفهان، انفجار گزارش شده است.
در ساعت ۰۳:۳۲، دو انفجار در اهواز شنیده شد.
در ساعت ۰۴:۰۰ حملات در بیدگنه بهصورت مداوم و با فاصله حدود ۱۰ دقیقه ادامه داشته است. پایگاه موشکی مدرس یا بیدگنه در این منطقه قرار دارد.
در خمین، یک سایت موشکی از شب تا صبح شش بار هدف قرار گرفته و در شیان نیز در ساعت ۰۴:۳۰، هفت موشک به این منطقه شلیک شده است.
در ساعت ۰۴:۳۰ تا ۰۴:۴۰، چندین انفجار در غرب تهران از جمله شهرک غرب گزارش شد. همچنین در لویزان (۰۴:۳۵) و تبریز (۰۴:۴۰) انفجارهای شدیدی شنیده شد.
در ساعت ۰۵:۰۰، در مشهد (منطقه سیدی) ابتدا صدای پدافند و سپس یک انفجار گزارش شد.
در بوشهر، یک کارخانه تسلیحات دریایی هدف حمله قرار گرفته و در جزیره قشم نیز از ساعت ۰۵:۰۰ صبح صدای پرواز جنگندهها گزارش شده است.
در ساعت ۰۵:۱۰، بندرعباس شاهد شش انفجار در محدوده اسکله و نیروی دریایی بود.
در ساعت ۰۵:۳۰، در درگهان نیز صدای چند انفجار و پرواز جنگندهها شنیده شد.
در ساعت ۰۵:۵۰، سه انفجار شدید دیگر در اهواز گزارش شد.
حملات صبحگاهی
در ساعت ۰۷:۰۰، در بندرعباس دو انفجار از سمت کوه گزارش شد و جنگندهها به سمت دریا پرواز کردند. از ساعت ۰۸:۰۰ به بعد نیز گزارشهایی از تداوم انفجارها در این شهر با فاصلههای حدود ۱۰ دقیقه منتشر شد.
در تهران، صبح شنبه پادگان نیروی هوایی در شرق شهر هدف بمباران قرار گرفت و پرواز جنگندهها در ارتفاع پایین بر فراز شهر گزارش شد.
در ساعت ۱۰:۴۰، چندین نقطه در کوههای اطراف یزد هدف بمباران قرار گرفت. همچنین مقامهای استانی اعلام کردند دو نقطه نظامی در خارج از شهر یزد مورد حمله هوایی قرار گرفتهاند، اما خسارتی گزارش نشده است.
در ساعت ۱۰:۴۵، در محدوده ستاد مشترک در تهران منطقه پیروزی، سه انفجار شدید رخ داد. همزمان، در خیابان دماوند حوالی چهارراه آیت نیز چندین انفجار شنیده شد و ایستهای بازرسی در برخی نقاط از جمله تهرانپارس برقرار شد.
در ساعت ۱۱:۳۰، چند انفجار در اندیمشک گزارش شد. در فاصله زمانی ۱۱:۴۰ تا ۱۱:۴۸، دزفول و اندیمشک شاهد چندین انفجار شدید بودند؛ بهگونهای که موج انفجار باعث لرزش ساختمانها شد. در مجموع، پنج انفجار مهیب گزارش شده و منطقه پادگانی دوکوهه هدف قرار گرفته است.
سازمان سیا، موساد و دیگر نهادهای اطلاعاتی در سراسر جهان، جمعه و همزمان با آغاز سال ۱۴۰۵ در ایران، در حال رصد بودند تا ببینند آیا رهبر جدید جمهوری اسلامی، سنت پدرش را دنبال خواهد کرد و پیام سال نو ارائه میدهد یا نه.
وبسایت اکسیوس شنبه اول فروردین نوشت که با نیامدن پیام ویدیویی از مجتبی خامنهای، ابهام درباره نقش او و وضعیت جسمانیاش افزایش یافت.
مقامهای آمریکایی و اسرائیلی معتقدند نشانههایی از زنده بودن مجتبی وجود دارد، اما مدرکی در دست نیست که او زمام امور را در دست دارد.
در شرایطی که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی از ۹ اسفند ۱۴۰۴، هیچ فیلم، صدا و دستنوشتهای از مجتبی خامنهای منتشر نشده، رسانهها در ایران یک پیام مکتوب و طولانی دیگر را به نام او منتشر کردند.
در این پیام که با عنوان «پیام نوروزی» رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد، او ابتدا عید فطر را بهخصوص «به مسلمانان جهان» تبریک گفت و مانند پدرش، از انقلاب ملی ایرانیان در دی ماه بهعنوان کودتا یاد کرد.
پیام منتسب به مجتبی خامنهای همچنین حاوی مواضعی درباره جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی نیز بود.
اکسیوس نوشت: «اینکه مجتبی در سایه باقی مانده، چندان غافلگیرکننده نیست. پس از کشته شدن پدرش، اسرائیل آشکارا اعلام کرده که او اکنون در صدر فهرست اهدافش قرار دارد.»
از سوی دیگر پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گفته است که مجتبی در حملهای که به کشته شدن پدرش انجامید، «مجروح و احتمالاً دچار تغییر شکل ظاهری» شده است.
با این حال، سه هفته سکوت مجتبی، بدون حتی یک پیام ویدیویی از پیش ضبطشده، هرچه بیشتر جلب توجه میکند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، وضع جسمی خامنهای و ناتوانی او در برقراری ارتباط مستمر با مقامها و نهادهای مسئول در جمهوری اسلامی، موجب واکنش انتقادی در میان طیفی از روحانیون حاکم شده است.
اکسیوس نوشت که ایالات متحده و اسرائیل، اطلاعاتی در اختیار دارند که نشان میدهد مجتبی همچنان زنده است؛ از جمله شواهدی مبنی بر تلاش مقامهای ایرانی برای تنظیم دیدارهای حضوری با او (که بهدلیل ملاحظات امنیتی ناموفق بودهاند).
سومین رهبر جمهوری اسلامی ۲۱ اسفند در پیامی مکتوب بر تداوم رویارویی با اسرائیل و آمریکا تاکید کرد.
ابهام درباره وضعیت مجتبی در چندین نشست توجیهی-اطلاعاتی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مطرح شد.
به گفته یک مقام آمریکایی، تیم امنیت ملی ترامپ همچنان در حال بررسی این موضوع است که واقعا چه کسی در تهران تصمیمگیر اصلی است.
یک مقام ارشد اسرائیلی به اکسیوس گفت: «هیچ مدرکی نداریم که او واقعا کسی باشد که دستور میدهد.»
یک مقام آمریکایی نیز گفت: «وضعیت فراتر از عجیب است. فکر نمیکنیم ایرانیها این همه زحمت بکشند تا یک فرد مرده را بهعنوان رهبر انتخاب کنند، اما در عین حال هیچ مدرکی نداریم که او واقعا زمام امور را در دست گرفته باشد.»
به گفته مقامهای اسرائیلی، رهبران ارشد در ایران مانند افراد تحت تعقیب عمل میکنند؛ میان خانههای امن جابهجا میشوند و از ارتباطات دیجیتال پرهیز دارند.
یک مقام ارشد عرب نیز به اکسیوس گفت: «سپاه پاسداران در حال در دست گرفتن ایران است و آنها افراطیاند. بهشدت ایدئولوژیک هستند و آمادهاند بمیرند و به خامنهایِ پدر بپیوندند.»
شبکه کان اسرائیل شنبه اول فروردین گزارش داد حمله به تاسیسات غنیسازی نطنز از سوی ایالات متحده انجام شده است. همزمان ارتش اسرائیل اعلام کرد از حمله به نطنز بیاطلاع است.
طبق گزارش کان، آمریکا در حمله اول فروردین برای هدف قرار دادن سایت هستهای نطنز، از بمبهای «سنگرشکن» استفاده کرده است.
رسانهها در ایران پیشتر از حمله به مجتمع غنیسازی نطنز در صبح شنبه خبر دادند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد بر اساس نتایج بررسیها، «هیچگونه نشت مواد پرتوزا در این مجتمع گزارش نشده» است.
تا زمان تنظیم این گزارش، واشینگتن درباره این موضوع موضعگیری نکرده است.
پس از انتشار خبر این حمله، آژانس بینالمللی انرژی اتمی از طرفهای درگیر در جنگ ایران خواست «خویشتنداری نظامی» نشان دهند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که باید از هرگونه خطر وقوع یک حادثه هستهای جلوگیری شود.
آژانس، ۱۲ اسفند اعلام کرد در پی حملات آمریکا و اسرائیل در جریان جنگی که از ۹ اسفند آغاز شد، بخشهایی از تاسیسات هستهای نطنز آسیب دیده است.
این سازمان گزارش داد: «هیچ خسارت رادیولوژیکی پیشبینی نمیشود و اثر جدیدی در خود تاسیسات غنیسازی سوخت نطنز نیز مشاهده نشده است.»
نماینده جمهوری اسلامی در نشست آژانس، ۱۱ اسفند اعلام کرد آمریکا و اسرائیل روز پیش از آن، به تاسیسات هستهای نطنز حمله کردند.
رضا نجفی گفت: «دیروز دوباره به تاسیسات هستهای صلحآمیز و تحت نظارت ایران حمله شد.»
گروسی، ۲۸ اسفند در گفتوگو با شبکه سیبیاس اعلام کرد: «هیچ جنگی نمیتواند برنامه هستهای ایران را به طور کامل نابود کند و تنها راه درک واقعی فعالیتهای هستهای این کشور بازرسی مستقیم و حضور در محل است.»
او گفت: «حملات نظامی به تاسیسات فیزیکی آسیب زده اما دانش فنی، تجهیزات و ظرفیتهای صنعتی ایران همچنان باقی مانده و برای کنترل این برنامه، نیاز به چارچوب توافقشده و مذاکرات دیپلماتیک است.»
گروسی تاکید کرد: «هرچند من نسبت به معیارهایی مانند روز، دقیقه یا ماه شک دارم - زیرا همه چیز نسبی است - اما برداشتم این است که پس از پایان عملیات نظامی، هنوز با مسائل بزرگی روبهرو خواهیم بود که محور این موضوع بودهاند، و به ویژه موجودی اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد که نزدیک به حد لازم برای ساخت بمب است، همچنان در همان مکان باقی خواهد ماند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۰ بهمن، بر اساس تصاویر ماهوارهای شرکت «پلنت لبز» نوشت جمهوری اسلامی در سایتهای هستهای نطنز و اصفهان اقدام به احداث سقف بر روی ساختمانهای آسیبدیده کرده است.
این ساختمانها در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی هدف حملات هوایی اسرائیل و سپس آمریکا قرار گرفتند.
بر اساس این گزارش، این نخستین نشانه فعالیت عمده در این مراکز از زمان آن حملات بود.
به گفته مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سانتریفیوژها در ایران اکنون سریعترین و کارآمدترین ماشینها هستند و ایرانیها نحوه ساخت آنها را میدانند: «ممکن است مکانهایی خارج از تاسیسات هستهای وجود داشته باشد، کارگاهها و دهها کارگاه دیگر. به همین دلیل هنوز نیاز به چارچوب توافقشده و نظارت دقیق داریم.»
او درباره محلهای نگهداری مواد هستهای در ایران نیز گفت اکثریت مواد در اصفهان است، بخشی در نطنز و بخشهای دیگر نیز وجود دارد.
جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه اجازه دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به سه سایت فردو، نطنز و اصفهان را که در عملیات «چکش نیمهشب» هدف حملات آمریکا قرار گرفتند، نداده است.
وزارت کشور آلمان اعلام کرد سطح تهدید از سوی جمهوری اسلامی و عوامل آن را «بسیار بالا» ارزیابی میکند و در آمادهباش کامل است.
سخنگوی وزارت کشور آلمان شنبه اول فروردین ۱۴۰۵ در پاسخ به ایراناینترنشنال درباره سطح تهدیدهایی که از سوی جمهوری اسلامی علیه مخالفان حکومت ایران، رسانههای فارسیزبان، یهودیان و منافع اسرائیل در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی وجود دارد، گفت: «نهادهای امنیتی فدرال و ایالتی از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (روز حمله حماس به اسرائیل) اقدامات حفاظتی برای حمایت از یهودیان و همچنین مراکز یهودی و اسرائیلی در آلمان را متناسب با شرایط تنظیم، و در صورت لزوم آنها را تقویت کردهاند.»
این سخنگو همچنین تاکید کرد: «سطح تهدید از سوی حکومت ایران و عوامل آن بسیار بالا ارزیابی میشود و ما در آمادهباش کامل هستیم.»
بر این اساس، در وضعیت کنونی، نهادهای امنیتی آلمان بهطور مستمر سطح تهدید را ارزیابی میکنند، در حالت آمادهباش بالا قرار دارند و در صورت نیاز، اقدامات حفاظتی را باز هم تطبیق میدهند.
سخنگوی وزارت کشور آلمان با اشاره به اینکه این نهادها در ارتباطی نزدیک با یکدیگر، با مقامات ایالتی و همچنین با شرکای بینالمللی در تبادل اطلاعات هستند، گفت: «همکاری نزدیک میان دولت فدرال و ایالتها در موضوع "سرکوب فراملی" نیز وجود دارد.»
به گفته او، رصد و مقابله با گروهها و افراد مخالف در خارج از مرزهای ملی (سرکوب فراسرزمینی) همچنان بخشی از فعالیت بازیگران دولتی ایران محسوب میشود.
همزمان با ارائه این پاسخ از سوی وزارت کشور آلمان، خبرگزاری رویترز گزارش داد صبح پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، یک ایرانی ۳۶ ساله و مخالف حکومت جمهوری اسلامی در هلند، هدف تیراندازی قرار گرفت و به شدت زخمی شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این فرد محی شفیعی، فعال پادشاهیخواه و عضو پلیس هلند است که هماکنون در بیمارستان بستریست.
رویترز نوشت که هنوز مشخص نیست چه کسی مسئول این حمله بوده و آیا ارتباطی با جمهوری اسلامی دارد یا خیر.
تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و دادستانی هلند اعلام کرده «همه سناریوهای ممکن» در نظر گرفته میشوند.
به گفته وزیر دادگستری هلند، با توجه به پیشینه این پلیس ایرانی، مقامات هلندی تدابیر امنیتی لازم را اتخاذ کردهاند.
۱۸ اسفند ۱۴۰۳، محسن رفیقدوست، نخستین وزیر سپاه پاسداران، جزییاتی از طرح ترور مخالفان جمهوری اسلامی در سالهای پس از انقلاب ۵۷ را افشا و به نقش خود در فرماندهی این ترورها در خارج کشور اعتراف کرد.
رفیقدوست در گفتوگو با سایت دیدهبان ایران اعلام کرد فرماندهی عملیات ترور شماری از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور را بر عهده داشته است.
روزنامه ولت آلمان، آذر ۱۴۰۴ گزارش داد دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی با فشار و تهدید خانوادههای مهاجران ایرانی در داخل کشور، مسیر نفوذ را تا آلمان گسترش دادهاند و ایرانیان در تبعید را بر خلاف میلشان، به همدستی و مشارکت وادار میکنند.
سخنگوی وزارت کشور آلمان اول فروردین ۱۴۰۵ در پاسخ به این سوال که مقامات رسمی جمهوری اسلامی تهدید کردهاند رسانههای فارسیزبان از نظر آنان هدف مشروع تلقی میشود، گفت: «دولت فدرال آلمان اصولا هرگونه فعالیت نهادهای دولتی خارجی یا عوامل وابسته به آنها در آلمان را بسیار جدی تلقی کرده و آن را تحمل نمیکند.»
بر اساس این اظهارنظر، وزارت کشور فدرال به همراه نهادهای امنیتی آلمان، برای مقابله موثر با سرکوب فراملی در این کشور تلاش میکند و در این راستا، از جمله با وزارت خارجه نیز همکاری نزدیک دارد.
سخنگوی وزارت کشور آلمان به ایراناینترنشنال گفت که نهادهای امنیتی فدرال و ایالتی، از اکتبر ۲۰۲۳ اقدامات حفاظتی برای حمایت از یهودیان، مراکز اسرائیلی و رسانههای فارسیزبان و همچنین حفاظت از مخالفان حکومت ایران را تنظیم و در صورت نیاز تقویت کردهاند.
بر اساس این سخنان، این نهادها بهطور مستمر سطح تهدید را ارزیابی میکنند و در حالت آمادهباش بالا قرار دارند.
او افزود که نهادهای امنیتی فدرال با مقامات ایالتی و شرکای بینالمللی در تبادل اطلاعات همکاری نزدیک دارند و مقابله با سرکوب فراملی، شامل فعالیت گروهها و افراد مخالف خارج از مرزهای ملی، همچنان در دستور کار است.
سخنگوی وزارت کشور آلمان همچنین تاکید کرد که هرگونه فعالیت نهادهای دولتی خارجی یا عوامل وابسته به آنها علیه مخالفان و رسانههای فارسیزبان در آلمان بسیار جدی گرفته میشود و وزارت کشور همراه با دیگر نهادهای امنیتی و وزارت امور خارجه برای مقابله مؤثر با سرکوب فراملی تلاش میکند.