«رد پول را دنبال کنید»؛ چگونه حزبالله در لبنان دوباره قدرت گرفت
روزنامه هاآرتص در گزارشی نوشت که با وجود ضربات سنگینی که در جنگ اخیر به حزبالله وارد شده، این گروه توانسته بخشی از توان نظامی خود را بازیابی کند و دوباره به میدان نبرد بازگردد؛ روندی که به گفته کارشناسان تا حد زیادی به منابع مالی گسترده و شبکههای اقتصادی این گروه وابسته است.
این گزارش در پی حمله موشکی روز سهشنبه حزبالله با استفاده از موشکهای فاتح-۱۱۰ به مناطق مرکزی اسرائیل منتشر شد؛ حملهای که با هدف قرار دادن زیرساختهای راهبردی انجام شد و بار دیگر توجهها را به پروژه موشکهای دقیق حزبالله جلب کرد. به نوشته هاآرتص، این پروژه سالهاست که یکی از مهمترین نگرانیهای امنیتی اسرائیل بوده است.
بر اساس این گزارش، ایران از سال ۲۰۱۳ تلاش کرده بود موشکهایی با سامانه هدایت پیشرفته در اختیار حزبالله قرار دهد؛ موشکهایی که قادر بودند اهداف را با دقتی در حد چند متر مورد اصابت قرار دهند. اسرائیل بخش عمدهای از این تلاشها را با حملات هوایی خنثی کرد. در نتیجه، حکومت ایران در سال ۲۰۱۶ راهبرد خود را تغییر داد و تلاش کرد قطعاتی را به لبنان منتقل کند تا موشکهای معمولی حزبالله در داخل لبنان به موشکهای دقیق تبدیل شوند؛ روندی که اسرائیل طی یک دهه گذشته برای متوقف کردن آن تلاش کرده است.
با وجود این اقدامات، ارتش اسرائیل در آستانه جنگ غزه برآورد کرده بود که در میان بیش از ۱۰۰ هزار موشک و راکت حزبالله، صدها موشک دقیق نیز وجود دارد. با آغاز جنگ اخیر میان اسرائیل و حزبالله، ارزیابی ارتش اسرائیل نشان میداد که اگرچه بخش بزرگی از این موشکها نابود شده یا مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما این گروه همچنان چند ده موشک دقیق در اختیار دارد؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران حملات اخیر را ممکن کرده است.
اورنا میزرخی، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی در دانشگاه تلآویو و مشاور پیشین امنیت ملی در شورای امنیت ملی اسرائیل، به هاآرتص گفته است که در جریان جنگ «شمشیرهای آهنین» ارتش اسرائیل بخش بزرگی از این توان را از بین برده است. با این حال او میگوید حتی اگر اسرائیل اعلام کرده باشد که ۸۰ درصد توان آتش حزبالله نابود شده است، همان ۲۰ درصد باقیمانده نیز شامل حدود ۲۰ هزار موشک و راکت و دهها هزار نیروی عملیاتی است که همچنان تهدیدی قابل توجه به شمار میرود.
به گفته میزرخی، افزایش حملات حزبالله در شرایطی رخ میدهد که جمهوری اسلامی ایران با فشارهای شدید روبهرو است. او معتقد است با کاهش حملات مستقیم ایران، حجم حملات از لبنان افزایش یافته و این روند احتمالاً هماهنگ است؛ زیرا هرچه حزبالله بیشتر احساس کند حامی اصلیاش با بحران مواجه شده، تلاش بیشتری برای اقدام نظامی انجام میدهد.
گزارش هاآرتص همچنین تاکید میکند که حزبالله از زمان آتشبس اواخر سال ۲۰۲۴ با اسرائیل توانسته بخشی از ساختار نظامی و فرماندهی خود را بازسازی کند. این موضوع بهویژه در حملات پهپادی اخیر علیه اسرائیل قابل مشاهده است. به گفته تحلیلگران، پهپادها نسبت به موشکها ارزانتر هستند، بهراحتی جابهجا میشوند و در بازار نیز دسترسی بیشتری به آنها وجود دارد.
سریت زهاوی، رییس مرکز تحقیقاتی آلما و از مقامهای پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، به هاآرتص گفته است که حزبالله توانسته ساختار فرماندهی میدانی خود را پس از شوکهای اولیه جنگ بازسازی کند. به گفته او، این گروه حتی بدون افزایش قابل توجه زرادخانه خود توانسته توان عملیاتیاش را احیا کند.
این گزارش تاکید میکند که عامل اصلی این بازسازی، بهبود وضعیت مالی حزبالله بوده است. به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ بیش از یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. علاوه بر این، این گروه از درآمدهای ناشی از فعالیتهای غیرقانونی، قاچاق و کمکهای مالی لبنانیهای مقیم خارج نیز بهره میبرد.
با وجود این منابع مالی، تحلیلگران میگویند حزبالله بخش عمده منابع خود را صرف بازسازی توان نظامی کرده است. به نوشته هاآرتص، این گروه حتی در پرداخت هزینه اجاره خانه برای آوارگان جنگی یا بازسازی خانههای تخریبشده در جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت با مشکل مواجه شده است. در حالی که پس از جنگ دوم لبنان، بازسازی مناطق آسیبدیده بسیار سریعتر پیش رفت.
با این حال، شبکه اجتماعی و خدماتی حزبالله همچنان فعال است. مدارس، نهادهای اجتماعی و برنامههای مربوط به معلمان، دانشآموزان و زنان همچنان توسط این گروه اداره میشوند؛ ساختاری که به گفته کارشناسان به حزبالله کمک میکند هم پایگاه اجتماعی خود را حفظ کند و هم نیروی انسانی برای بخش نظامی خود جذب کند.
گزارش هاآرتص همچنین به نقش شبکههای مالی جهانی حزبالله اشاره میکند. به گفته کارشناسان، این گروه از فعالیتهای قاچاق و شبکههای مالی در کشورهای مختلف برای تامین منابع مالی خود استفاده میکند. حتی پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد شعبههای بانک وابسته به حزبالله، القرض الحسن، را هدف قرار داده است، این موسسه تنها چند ماه بعد شعبههای جدیدی افتتاح کرد.
کارشناسان امنیتی به هاآرتص گفتهاند که مقابله با حزبالله تنها با ابزار نظامی ممکن نیست. به گفته آنان، در کنار عملیات نظامی باید نبرد مالی و دیپلماتیک برای قطع منابع مالی این گروه نیز در سطح جهانی دنبال شود.
با وجود این احیای نسبی، تحلیلگران میگویند حزبالله هنوز با قدرتی که پیش از هفتم اکتبر داشت فاصله دارد. در عین حال گزارشهایی منتشر شده است که دولت لبنان در تلاش است با میانجیگری آمریکا به آتشبس جدیدی با اسرائیل دست یابد.
با این حال برخی کارشناسان معتقدند تغییر موازنه سیاسی در لبنان آسان نخواهد بود. به گفته تحلیلگران، حدود نیمی از جمعیت لبنان شیعه هستند و حزبالله همچنان قدرتمندترین سازمان شیعی در این کشور به شمار میرود. به همین دلیل، نشانهای وجود ندارد که پایگاه اجتماعی شیعیان لبنان در حال فاصله گرفتن از این گروه باشد. کارشناسان میگویند بسیاری از حامیان حزبالله مانند هواداران یک تیم فوتبال رفتار میکنند: حتی اگر رهبری تغییر کند، آنها همچنان به گروه وفادار میمانند و جایگزین سیاسی روشنی برای خود نمیبینند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.