حملات آمریکا و اسرائیل آینده پروژههای شرکتهای چینی در ایران را با ابهام روبهرو کرده است
خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، آینده پروژههای متعدد شرکتهای چینی در این کشور را با عدم قطعیت جدی مواجه کرده است؛ پروژههایی که از حوزه انرژی و صنایع سنگین تا زیرساختهای برق و نمایشگاههای تجاری را در بر میگیرند.
بر اساس این گزارش، دادهها و اسناد مناقصههای دولتی چین نشان میدهد که در ماههای منتهی به حملات نظامی، طیف گستردهای از شرکتهای چینی با حمایت دولت در حال بررسی یا اجرای پروژههایی در ایران بودند. این موضوع نشان میدهد بحران کنونی خاورمیانه میتواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای چین داشته باشد؛ زیرا بسیاری از این پروژهها نهتنها شامل شرکتهای خصوصی، بلکه شرکتهای دولتی و وابسته به حکومت چین نیز هستند.
چین که از نزدیکترین شرکای تهران و بزرگترین خریدار نفت ایران به شمار میرود، تاکنون درباره پیامدهای تجاری و اقتصادی این حملات اظهار نظر مستقیمی نکرده است، هرچند پکن عملیات نظامی به رهبری آمریکا را «غیرقابل قبول» خوانده و خواستار خویشتنداری شده است. اسناد تدارکات دولتی چین نشان میدهد در ماههای اخیر قراردادهایی برای پروژههای مختلف در ایران صادر شده، اگرچه حجم دقیق سرمایهگذاری چین در این پروژهها هنوز مشخص نیست.
رویترز مینویسد حضور گسترده شرکتهای دولتی نشان میدهد تلاش دومین اقتصاد بزرگ جهان برای تعمیق روابط اقتصادی با ایران میتواند باعث شود پیامدهای بحران خاورمیانه از بخش خصوصی فراتر رفته و بخش دولتی اقتصاد چین را نیز تحت تاثیر قرار دهد. چین و جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۲۱ یک توافق همکاری راهبردی ۲۵ ساله امضا کردند، اما جزئیات کامل آن هرگز به طور عمومی منتشر نشد.
به گفته یک مشاور وزارت خارجه چین که نخواست نامش فاش شود، اگرچه دو کشور در چارچوب بلوکهای منطقهای به یکدیگر نزدیکتر شدهاند، همکاری اقتصادی آنها در سالهای اخیر به دلیل منافع محدود برای چین در تجارت غیرنفتی با رکود مواجه شده است. این کارشناس همچنین اعتراضات در ایران را نشانهای از مشکلاتی مانند سوءمدیریت اقتصادی، ضعف حکمرانی و فساد در این کشور دانست.
پروژههای چینی در ایران؛ از فولاد تا شبکه برق بر اساس اسناد بررسیشده توسط رویترز، قراردادهایی که برخی از آنها در ماههای ژانویه و فوریه سال جاری میلادی صادر شدهاند، حوزههایی مانند تولید فولاد، تجهیزات شبکه انتقال برق، راهاندازی نیروگاههای برقآبی، کریدورهای حملونقل زمینی و برگزاری نمایشگاههای تجاری در تهران را شامل میشود.
برای نمونه، شرکت مهندسی و ساختمانی «شانگهای بوییی» (Shanghai Baoye) که زیرمجموعه شرکت دولتی «گروه متالورژی چین» (China Metallurgical Group Corp) است، ماه گذشته میلادی مناقصهای برای تامین فولاد سازهای برای یک پروژه در ایران منتشر کرده و همچنین یک قرارداد فرعی به ارزش ۷.۷ میلیون یوان (حدود ۱.۱ میلیون دلار) برای تجهیزات پروژه به یک شرکت محلی واگذار کرده است.
شرکت «پینگائو الکتریک» (Pinggao Electric) که با شبکه دولتی برق چین مرتبط است نیز در اسناد تدارکاتی خود به پروژهای در ایران برای تامین یک پست برق سیار اشاره کرده است.
رویترز همچنین گزارش میدهد ایران بخشی از ابتکار زیرساختی عظیم کمربند و جاده چین است؛ طرحی چند تریلیون دلاری که هدف آن اتصال شرق آسیا به اروپا از طریق شبکهای از مسیرهای حملونقل و انرژی است.
در همین چارچوب، شرکت دولتی حمل و نقل کانتینری راه آهن چین در ماه دسامبر فهرستی از ارائهدهندگان خدمات برای مسیرهای آسیای مرکزی به سمت غرب منتشر کرده که ایران نیز در آن قرار داشته است.
اسناد بررسیشده نشان میدهد جریان دوطرفهای از تجهیزات مهندسی و صنعتی چین به ایران وجود داشته، در حالی که مواد خام و محصولات پتروشیمی ایران به صنایع چین صادر میشود. برای مثال، شرکت فولاد «هننفنگبائو اسپشیالاستیل» (Henan Fengbao Special Steel) در سال ۲۰۲۵ برای خرید گلولههای سنگ آهن با منشا ایران آگهی منتشر کرده بود. همچنین شرکت پتروشیمی «جیانگسو سوپو گروپ» (Jiangsu Sopo Group) اطلاعیههایی برای خرید پلیاتیلن با مشخصات «Iran Petrochemical LFI 2119» منتشر کرده است.
نقش استانهای چین در گسترش تجارت با ایران رویترز مینویسد دولتهای محلی در چین نیز به طور فعال در حال سازماندهی فعالیتهای تجاری مرتبط با ایران بودهاند. اسناد وزارت بازرگانی استان ژجیانگ نشان میدهد قراردادهایی برای خدمات سازماندهی نمایشگاههای تجاری در تهران در حوزههایی مانند داروسازی، قطعات الکترونیکی و قطعات خودرو منعقد شده است.
ژجیانگ یکی از مهمترین استانهای صادراتی چین به شمار میرود و هزاران تولیدکننده خصوصی در حوزه ماشینآلات، الکترونیک و زنجیره تامین خودرو در آن فعالیت دارند. در ماه فوریه نیز مناقصهای برای برگزاری یک نمایشگاه بینالمللی قطعات خودرو در ایران در اواخر سال جاری منتشر شد.
در استانهای شانشی و هیلونگجیانگ نیز ادارات بازرگانی استانی و شرکتهای مرتبط با تجهیزات میدانهای نفتی از مشارکت در نمایشگاههای بینالمللی نفت و گاز ایران خبر دادهاند.
احتمال فرصتهای اقتصادی برای چین پس از جنگ با وجود خطرات ناشی از جنگ، برخی تحلیلگران معتقدند این بحران ممکن است در بلندمدت فرصتهایی نیز برای شرکتهای چینی ایجاد کند.
مایکل فلر، استراتژیست ارشد شرکت مشاوره «ژئوپولیتیکال استراتژی» (Geopolitical Strategy)، به رویترز گفت بحران جاری به همه سرمایهگذاریهای خارجی در ایران آسیب خواهد زد، نه فقط سرمایهگذاریهای چین. با این حال او افزود اگر جنگ پایان یابد، شرکتهای چینی ممکن است در قراردادهای بازسازی ایران دست بالا را داشته باشند یا نسبت به شرکتهای غربی تمایل بیشتری برای پذیرش ریسک فعالیت در این کشور نشان دهند.
به نوشته رویترز، در مجموع تشدید بحران خاورمیانه نشان میدهد روابط اقتصادی چین و ایران - که سالها بر پایه همکاریهای انرژی و زیرساختی شکل گرفته - اکنون با عدم قطعیتهای جدی روبهرو شده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.