خیزش ملی ایرانیان صحنه حضور گسترده نسل زد برای بازپسگیری نمادهای ملی، هویتی و فرهنگی ایران شده است. نمادهایی که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته یا در تلاش برای مصادره آنها بوده، یا نمایش و استفاده از آنها را بهطور کامل ممنوع و در مواردی حتی جرمانگاری کرده است.
نشانههایی که حکومت آنها را «نماد طاغوت» مینامد، اکنون در شعارها، لباسها و ویدیوهای نسل زد در شبکههای اجتماعی دوباره جان گرفتهاند. از پرچم شیر و خورشید گرفته تا تصاویر کوروش کبیر و خاندان پهلوی و سرود «ای ایران».
برای نسلی که در میان محدودیتها و ممنوعیتها بزرگ شده، این نشانهها تنها یادگار گذشته نیستند، بلکه زبانی تازه برای اعتراض به ساختار مذهبی و اقتدارگرای حاکم بر ایران امروز شدهاند.
از خیابان تا تیکتاک
بر اساس دادههای رسمی مرکز آمار ایران، متولدین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱ که بهعنوان نسل زد شناخته میشوند، حدود ۲۲ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. ۴۹ درصد از آنها دختر و ۵۱ درصد پسر هستند و بیش از سهچهارم (حدود ۷۷ درصد) در مناطق شهری زندگی میکنند.
شمار شرکتکنندگان این نسل در اعتراضات بهطور دقیق مشخص نیست، اما بررسی ویدیوهای منتشرشده از شهرهای مختلف نشان میدهد نوجوانان و جوانان نسل زد سهم قابل توجهی در میان معترضان دارند.
از «زن، زندگی، آزادی» تا «پهلوی برمیگرده»
بر اساس ویدیوهای منتشرشده از خیزش ملی ایرانیان در سال ۱۴۰۴، نسل زد - افرادی که در دهههای ۷۰ و ۸۰ خورشیدی بزرگ شدهاند - برای نخستینبار در مقیاسی گسترده از عناصر و نمادهای ملی برای بیان دیدگاههای سیاسی خود استفاده میکنند.
در این ویدیوها، شعارهایی چون «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» و «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» بهطور گسترده شنیده میشود.
نسل زد در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز شعارهایی مانند «هیز تویی هرزه تویی/ زن آزاده منم» در حمایت از آزادی زنان، خطاب به حکومت سر داد.
در ویدیوهای خیزش ۱۴۰۴، شعارهای قدیمیتر مانند «تا آخوند کفن نشود/ این وطن وطن نشود» و «امسال سال خونه/ سیدعلی سرنگونه» همچنان تکرار میشوند.
در یکی از ویدیوهای روز سوم اعتراضات، دختری نوجوان در شیراز با ماژیک مشکی بر سطح سفید ایستگاه اتوبوس نوشت: «ضجه بزن سیدعلی/ داره میآد پهلوی ...»
او این شعار را در روشنایی روز و زمانی نوشت که رهگذران در رفتوآمد بودند و سایههایشان بر سطح سفید دیوار میافتاد.
کاربران در اینستاگرام و تیکتاک ویدیوهایی از صحنههای مشابه در شهرهای دیگر به اشتراک گذاشتند.
«س»، یکی از دختران نسل زد، تصویری از خود با پرچم شیر و خورشید ایران در اینستاگرام منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: «ما ملت کبیریم/ ایران رو پس میگیریم ...»
او در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت از سوی پلیس فتا چندین بار با او تماس گرفتهاند و از او خواستهاند تصویر را حذف کند.
«س» با انتشار اسکرینشاتی از تماسهای دریافتی از شمارههای مخفی نهادهای امنیتی نوشت: «نمیترسی بگیرنت؟ نه ... من برای نشان دادن هویت و تاریخ کشورم نمیترسم.»
رسیدن به زندگی نرمال
نسل زد ایران در روزهای پیش از خیزش ملی، ویدیوهای متعددی با محور دعوت به اعتراضات و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران در شبکههای اجتماعی منتشر کرد.
محتوای این ویدیوها بر تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی متمرکز بود و اغلب شامل تصاویری از کوروش کبیر و خاندان پهلوی میشد.
در این ویدیوها، موضوعاتی مانند داشتن پاسپورت معتبر، ارزش پول ملی، امکان بیرون رفتن با پوشش اختیاری و آینده فردی در کنار خانواده و دوستان برجسته بود.
همچنین به نمادها و عناصر تاریخی و فرهنگی ایران اشاره شده بود. نمادهایی که در چهار دهه گذشته در روایت رسمی حکومت کمتر دیده شده یا با محدودیت همراه بودهاند.
پرچم شیر و خورشید ایران، مقبره کوروش و تصاویر خاندان پهلوی در شمار قابل توجهی از ویدیوهای منتشرشده از سوی نوجوانان و جوانان، همراه با هشتگ پهلوی، دیده میشدند.
انتشار اسکرینشات از تماسهای نهادهای امنیتی
انتشار اسکرینشات از تماسهای بیپاسخ نهادهای امنیتی، یکی از کارزارهای آنلاین است که نسل زد ایران در روزهای اعتراضات در شبکههای اجتماعی به راه انداخته است.
«ش»، یکی از پسران نسل زد، نیز در یک ویدیوی کوتاه اینستاگرامی، تصویر شمارههای ناشناس نهادهای امنیتی را بر صفحه گوشیاش منتشر کرد و در حالی که چهرهاش را نپوشانده بود، گفت برای شرکت در اعتراضات به خیابان میرود.
او در فریم پایانی ویدیو افزود: «نمیترسی بازداشت بشی؟ ... نه، چون اونا نترسیدن.»
سپس عکسهایی از پویا، نیکا، سارینا، آرتین و دیگر کشتهشدگان نسل زد را منتشر کرد و ادامه داد: «اگر من را بازداشت کنند، بالاخره آزاد میشوم و باز هم به اعتراضات میروم تا روزی که ایران آزاد شود.»
سارینا اسماعیلزاده، نوجوان نسل زد که در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به خیابان رفت و ماموران حکومتی او را کشتند، یک یوتیوبر ساده بود که بعد از قتلش نشانی کانال او دستبهدست در ایران و جهان چرخید.
او در یکی از ویدیوهای اینستاگرامیاش گفته بود: «مردم یه کشور چه انتظاری میتونن داشته باشند؟ رفاه، رفاه، رفاه.»
آرتین رحمانی نیز در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در ایذه به خیابان رفت و کشته شد. او در یک استوری اینستاگرامی گفته بود: «حالمون خوب میشه یه روز، ولی شاید اون روز من نباشم. اگه تو بودی، جای من بلند بخند از ته دل.»
فروغ کنعانی، جامعهشناس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، درباره حضور گسترده نسل زد ایران در خیزش ملی ۱۴۰۴ و جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این حضور را بخشی از موج جهانی اعتراض نسل زد علیه دیکتاتوریها دانست و گفت: «ویژگی این نسل در سراسر جهان، واکنش بیپرده و مستقیم به ظلم است؛ آنها با ترس بیگانهاند.»
او با اشاره به اینکه نسل زد ایران مانند نسل زد جهانی، با گردنکلفتی و صراحت با ظلم مبارزه میکند، افزود: «در بسیاری از این ویدیوها، نوجوانان صورتهای خود را نمیپوشانند، بهصراحت از علی خامنهای انتقاد میکنند و اعلام میکنند به خیابان میروند. این سطح از جسارت و صراحت، پدیدهای تازه در تاریخ معاصر ایران و در ادامه اعتراضات نسل زد در جهان است.»
گزارشها از کشتار و بازداشت گسترده نوجوانان در اعتراضات
حضور پیوسته نسل زد در خیزش ۱۴۰۴، چهرهای تازه از مقاومت مدنی در ایران ترسیم کرده است.
نوجوانان و جوانان به خیابان میروند، شعار میدهند و در برابر نیروهای سرکوب میایستند و ساعتی بعد، با آثار ضربوشتم بر تن، در اینستاگرام یا تیکتاک، ویدیوهایی منتشر میکنند که زیر آنها نوشتهاند: «فردا هم میرویم.»
در تعدادی از این ویدیوها، رد باتون بر بازو یا گردنشان پیداست، اما صدایشان آرام و قاطع است.
روزنامه گاردین ۱۵ دی نوشت در جریان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، دستکم سه معترض زیر ۱۸ سال کشته و دهها نوجوان دیگر بازداشت شدهاند.
بر اساس این گزارش، منابع محلی و فعالان حقوق بشر از بازداشت گسترده نوجوانان در چند شهر ایران خبر دادهاند.
شورای هماهنگی فرهنگیان، ۱۵ دی در بیانیهای سرکوب معترضان را «جنایت علیه جامعه و آینده کشور» توصیف و اعلام کرد در استان کهگیلویه و بویراحمد ۸۱ نوجوان بازداشت و ۷۰ نفر از آنها به کانون اصلاح و تربیت یاسوج منتقل شدند.
به گفته این نهاد، در هرسین حدود ۱۰۰ نوجوان و در قم دستکم ۲۰۰ نفر بازداشت شدند.
در همدان، دو جوان در سکوت در برابر نیروهای امنیتی ایستادند
در شب سوم اعتراضات، تصویری از یک دختر و پسر جوان در همدان منتشر شد که در فاصلهای نزدیک، روبهروی نیروهای گارد ویژه ایستادند. در حالی که احتمال درگیری و تیراندازی وجود داشت، آن دو بیحرکت در برابر ماموران سرکوب ماندند.
این عکس بهسرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر و از سوی کاربران بهعنوان یکی از تصاویر شاخص «شجاعت» در روزهای نخست اعتراضات توصیف شد.
در واکنش به این تصویر، بسیاری از کاربران از «ایستادگی نسل جوان در برابر سرکوب» نوشتند و آن را نمادی از حضور نسل جدید در اعتراضات دانستند.
فرنگیس بیات، پژوهشگر علوم سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال درباره ویژگی اعتراضات نسل زد ایران گفت: «جامعه ایران جوان و پر از پتانسیل است، اما رژیم حاکم تنها یک دیکتاتوری سیاسی نیست؛ بلکه زندگی روزمره در ایران را گرفتار نظمی پادگانی و پلیسی کرده است.»
او با اشاره به تفاوت میان اقتدارگرایی جمهوری اسلامی و دیگر حکومتهای اقتدارگرا در جهان افزود: «در ایران، برای نوجوانان و جوانان حتی ابتداییترین سطح از زندگی عادی وجود ندارد. کل زیست اجتماعی مردم به نوعی جنگ پلیسی روزمره تبدیل شده است.»
بیات به سرکوب انرژی و نیروی جوانی نسل زد در فضای فشار و خفقان جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: «طبیعی است که نوجوانان و جوانان با انرژی ذاتی و طبیعی خود علیه چنین نظمی برخیزند.»
این تحلیلگر، نیروی لازم برای ادامه مسیر نسل زد را خشم ناشی از محروم شدن از زندگی عادی دانست: «ترکیب توان بالا با هیچ مطلق که زندگی روزمره این نسل را شکل داده، آنها را به انبار باروتی از نیرو و خشم بدل کرده است؛ نیرویی که دیر یا زود خود را در قالب خیزشی برای تغییر نشان میدهد.»
به اشتراک گذاشتن تجربیات خیابانی در شبکههای اجتماعی
«ث»، دختر نسل زد، به ایراناینترنشنال گفت او و دوستانش در هفتههای اخیر، بهویژه با شروع اعتراضات، انگیزهای برای رفتن به مدرسه یا شرکت در امتحانات ندارند: «ما حس میکنیم این روزها و شبها باید در خیابان باشیم.»
آنها در گروههای کوچک دوستانه، فراخوانهایی برای حضور در اعتراضات با هم به اشتراک میگذارند.
یکی از این پیامها که میان دختران دبیرستانی دستبهدست شده، از دانشآموزان میخواهد در زمان زنگ تفریح یا بعد از پایان کلاسها، به اعتراضات بپیوندند.
«ث» گفت این پیامها اغلب بهصورت «کلوزفرند» در اینستاگرام نیز منتشر میشوند: «درباره اتفاقهای شب قبل حرف میزنیم و تجربههامون رو به هم میگیم.»
او بیشتر وقتش را با تلفن همراهش میگذراند؛ جایی که پیامها، ویدیوها و فراخوانها با سرعت میان نوجوانان رد و بدل میشوند.
«ث» گفت تا دو ماه پیش تصمیم به ترک ایران داشته، اما با امید به نابودی جمهوری اسلامی انگیزه ماندن پیدا کرده است.
همهجا تعطیل باشد، خیابون باز است
«شاید همهجا تعطیل باشه، اما خیابون بازه»؛ این جمله به یکی از پرکاربردترین کارزارهای آنلاین نسل زد در روزهای خیزش ملی ایرانیان تبدیل شده است.
در این کارزار دختران و پسران جوان در ویدیوهای کوتاه اینستاگرامی، همزمان با آموزش پوشاندن سر و صورت برای جلوگیری از شناسایی شدن، این جمله را تکرار میکردند.
الان دور هم جمعیم، پلیسها کردند کمین
در چالشی دیگر، دختران و پسران نسل زد با استفاده از موزیک «الان دور هم جمعیم» ویدیوهایی میسازند که در آنها برای حضور در اعتراضات آماده میشوند.
«پ»، یکی از شرکتکنندگان در این چالش، گفت: «ما معمولا این موزیک را در مهمانیها و لحظههای شادی میخواندیم، اما حالا آن را روی ویدیوهایی گذاشتهایم که نشان میدهند برای رفتن به خیابان و شعار دادن آماده میشویم.»
مبارزه فرهنگی با جمهوری اسلامی
سمفونی خرمشهر، از تولیدات جمهوری اسلامی است که مجید انتظامی در یادبود جنگ ایران و عراق ساخت.
نسل زد در کارزار آنلاین دیگری، از این سمفونی برای آمادهشدن بهمنظور حضور در اعتراضات استفاده کرد.
«م»، یکی از شرکتکنندگان در این کارزار، به ایراناینترنشنال گفت: «اینکه از محصولات تولیدی جمهوری اسلامی برای مبارزه علیه خودش استفاده میکنیم، نوعی مبارزه است.»
نسل زد جهانی ترس را ابزار مبارزه کرد
در ادامه موج اعتراضات نسل زد در ایران، تحلیلگران این پدیده را بخشی از جنبش جهانی جوانان علیه اقتدارگرایی میدانند.
بیات در ادامه اظهارات خود گفت: «جنبش جهانی نسل زد موجی از کنشهای اعتراضی جوانان متولد دهههای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ است که در کشورهای مختلف، از ایران و ونزوئلا تا هنگکنگ و آمریکا، علیه تبعیض، فساد و اقتدارگرایی شکل گرفته است.»
او با اشاره به ویژگی هویتی این نسل ادامه داد: «نسل زد در حالی که در پی بازتعریف هویت خود با بهرهگیری از نمادهای ملی است، همزمان نگاهی جهانی دارد. رسانهها نقش مهمی در این روند دارند و سبب شدهاند این نسل همزمان فاصله خود با جهان و عمق شکستی را که حکومت جمهوری اسلامی برایش رقم زده، درک کند.»
بیات تاکید کرد: «این نسل، هویتی فرهنگی و مقاوم ساخته است، زیرا همزمان در حال جنگیدن و خلق منابع تازه برای بیان خود است.»
کنعانی نیز گفت مقایسهای که نسل جدید ایران میان خود و جهان انجام میدهد، «صرفا اقتصادی یا نمادین نیست، بلکه به یک قضاوت عمیق هویتی تبدیل شده» است.
این جامعهشناس توضیح داد: «نسل جدید بهروشنی میبیند که چگونه انتخابهای سیاسی و ایدئولوژیک، سرنوشت یک کشور را از مسیر توسعه منحرف کرد. این مقایسه، همزمان با آگاهی از جهان بیرون، به درک شکافی منجر شده که جمهوری اسلامی میان ایران و جهان ایجاد کرده است.»
به گفته کنعانی، در همین چارچوب است که بخشی قابل توجه از نسل زد رویکردی دینگریزانه پیدا کرده است؛ رویکردی که «نه لزوما از سر دشمنی با ایمان، بلکه در واکنش به دینی شکل گرفته که در قالب قدرت سیاسی، به ابزار سرکوب، تبعیض و کنترل اجتماعی تبدیل شده» است.
او افزود: «به همین دلیل، عناصر و نمادهای دینی در روایتهای این نسل اغلب به سخره گرفته میشوند. این رفتار یک کنش سطحی یا واکنشی زودگذر نیست، بلکه نوعی اعتراض نمادین است؛ تلاشی آگاهانه برای فاصله گرفتن از یک ایدئولوژی که به باور آنها، مانع اصلی زیست عادی، پیشرفت و دستیابی به آیندهای شبیه آن چیزی شده که امروز در کشورهایی مانند کره جنوبی دیده میشود.»
در ششمین سالگرد سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران و همزمان با ادامه خیزش ملی ایرانیان، مرکز امور اسرائیل و یهودیان تاکید کرد اکنون زمان آن فرا رسیده است که دولت کانادا فشارهای خود را بر جمهوری اسلامی افزایش دهد.
نوآ شَک، مدیرعامل مرکز امور اسرائیل و یهودیان، در مصاحبه با روزنامه تورنتو سان گفت: «رژیم ایران نه فقط در داخل کشور برای مردم خودش، بلکه در سطح جهانی نیز یک تهدید بیثباتکننده بوده است.»
او ادامه داد: «اگر به حملات فجیعی که نیروهای روسیه علیه اوکراینیها انجام دادهاند نگاه کنید، پهپادهای ایرانی نقش برجستهای در آن درگیری داشتهاند. حتی در مورد کانادا نیز نمونهای روشن وجود دارد: سرنگونی پرواز پیاس-۷۵۲ که به کشته شدن ۵۵ شهروند کانادایی انجامید.»
شک با اشاره به تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه جامعه ایرانی-کانادایی، گفت این تهدیدها محدود به این جامعه نمانده و دامنه آن گستردهتر شده؛ به گونهای که حتی وزیر پیشین دادگستری کانادا با تهدیدهای جدی و معتبر جانی از سوی حکومت ایران روبهرو بوده است.
پرواز پیاس-۷۵۲ هواپیمایی اوکراین اینترنشنال، ۱۸ دی ۱۳۹۸ دقایقی پس از پرواز هدف موشکهای سپاه پاسداران قرار گرفت و همه ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند.
آبانماه ۱۴۰۳، رسانهها خبر دادند طرح جمهوری اسلامی برای ترور ایروین کاتلر، حقوقدان یهودی و وزیر سابق دادگستری کانادا، خنثی شده است.
احتمال حضور ۷۰۰ تن از وابستگان جمهوری اسلامی در کانادا
تورنتو سان در ادامه گزارش خود نوشت بر اساس برآوردها، شمار افرادی که با جمهوری اسلامی یا سپاه پاسداران ارتباط دارند و ممکن است در کانادا پنهان شده باشند، به حدود ۷۰۰ نفر میرسد.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی «یکی از فعالترین حامیان دولتی تروریسم» و منبع اصلی تامین مالی حزبالله لبنان و گروههای مسلح فلسطینی مانند حماس محسوب میشود.
تورنتو سان افزود طبق برخی گزارشها، حکومت ایران «حتی به گروههای چپ افراطی و جریانهای افراطی حامی فلسطین در داخل کانادا پول منتقل میکند».
این روزنامه با اشاره به خیزش ملی ایرانیان تاکید کرد اعتراضات اخیر سلطه شکننده آیتاللهها و سپاه پاسداران را به چالش کشیده و رهبران جمهوری اسلامی بهشدت آسیبپذیر شدهاند.
۱۷ دی، تام توگندهات، نماینده پارلمان بریتانیا و وزیر پیشین امنیت این کشور، اعلام کرد گزارشها از خروج مقادیر قابل توجهی طلا از ایران حکایت دارند و جمهوری اسلامی در حال آمادهسازی خود برای «زندگی پس از سرنگونی» است.
مدیرعامل مرکز امور اسرائیل و یهودیان در ادامه گفتوگوی خود با تورنتو سان، به مجموعهای از اقدامها اشاره کرد که دولت کانادا میتواند برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی در دستور کار قرار دهد.
از جمله این اقدامات میتوان به اخراج افراد مرتبط با حکومت ایران از کانادا و جلوگیری دائمی از ورود افراد مشابه، اجرای عملی تصمیم کانادا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران از طریق اعمال قوانین مهاجرتی و توقیف داراییها، همکاری با متحدان برای افزایش فشار هماهنگ بر تهران و اعمال محدودیتهای سختگیرانهتر بر برنامههای پهپادی و موشکی تهران اشاره کرد.
شک گفت: «کشور ما نباید به پناهگاهی امن برای افرادی تبدیل شود که در خدمت این رژیم بودهاند، یا محلی باشد که بتوانند بدون هیچ پیامدی، ایرانیان کانادایی را تحت فشار قرار دهند و دیگر شهروندان کانادا را تهدید کنند.»
او تاکید کرد: «برای رسیدگی به این موضوع، لازم است سریع و هدفمند وارد عمل شویم.»
تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد جمهوری اسلامی پس از شکستهای اخیر نظامی و فشارهای سیاسی، «بهشدت تضعیف شده» است و در داخل با بحران مشروعیت روبهروست.
کروز تاکید کرد مردم آمریکا «بهطور کامل» در کنار مردم ایران قرار دارند و اعتراضات مردمی علیه حکومت را «حق طبیعی شهروندان ایرانی» دانست.
او در این مصاحبه با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی یک نظام سرکوبگر است، گفت: «من کاملا از مردم ایران در اعتراضاتشان علیه رژیم پشتیبانی میکنم. مردم آمریکا نیز همراه و حامی مردم ایران هستند که علیه یک رژیم سرکوبگر برخاستهاند. رژیمی که تئوکراتیک است، فاسد است و مردم ایران را شکنجه میدهد و قتل میکند.»
کروز افزود که به باورش مردم ایران «میخواهند در کنار آمریکا و در کنار آزادی و غرب بایستند»، اما سالها زیر سلطه «یک رژیم اسلامگرای رادیکال» رنج بردهاند.
این سناتور آمریکایی همچنین رهبر جمهوری اسلامی را «متعصب و قاتل» توصیف کرد و گفت شکست ایران در جنگ اخیر ضربهای جدی به جایگاه او وارد کرد.
کروز گفت: «این رژیم در نتیجه باختن جنگ، بهشدت تضعیف شده است. آیتالله جنگ ۱۲ روزه را باخت. جنگی که در آن اسرائیل، ارتش ایران را کاملا نابود کرد.»
او همچنین رهبری دونالد ترامپ را در این شرایط «جسورانه» توصیف کرد و گفت اقدام آمریکا در نابود کردن تاسیسات هستهای در ایران میتواند به ثبات جهانی منجر شود.
مواضع تند و مستمر کروز علیه جمهوری اسلامی
کروز از چهرههای تاثیرگذار جناح جمهوریخواه در سنای آمریکا و از سختگیرترین منتقدان جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته است.
او نه تنها بهصورت مستمر از سیاست «فشار حداکثری» حمایت کرده، بلکه بارها اعلام کرده است هرگونه امتیازدهی سیاسی یا اقتصادی به تهران، به معنای تقویت «ماشین سرکوب و تروریسم» جمهوری اسلامی است.
کروز از مخالفان سرسخت برجام بوده و بارها تاکید کرده است این توافق، بهجای محدودسازی برنامه هستهای ایران، منابع مالی بیشتری در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد.
او در سالهای اخیر نیز تلاش کرده است مانع هرگونه بازگشت دولت آمریکا به توافق هستهای شود و از مسیر فشار حقوقی و لابیگری در کنگره، سیاستهای محدودکننده بیشتری علیه تهران به تصویب برسد.
کروز، جمهوری اسلامی را تهدیدی مستقیم برای امنیت آمریکا، اسرائیل و نظم بینالمللی میداند. او خواستار گسترش تحریمهای هدفمند، انسداد شبکههای مالی و نفتی جمهوری اسلامی، مقابله با نفوذ منطقهای ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن و مهار توان موشکی و هستهای تهران بوده و بارها برای تصویب طرحهای مرتبط، در کمیتههای سنا فعالیت کرده است.
در حوزه حقوق بشر نیز کروز بهطور پیوسته از اعتراضات مردمی در ایران حمایت کرده و تاکید داشته است مردم ایران «حق دارند برای آزادی و کرامت انسانی خود مبارزه کنند».
او دولتهای باراک اوباما و جو بایدن را به مماشات و نرمش بیش از حد در برابر تهران متهم کرده و معتقد است این رویکرد باعث جسورتر شدن حکومت ایران شده است.
نقش کروز در هدایت رویکرد سختگیرانه آمریکا نسبت به ایران
کروز یکی از سناتورهای بانفوذ جناح محافظهکار محسوب میشود. حضور فعال او در کمیتههای مرتبط با سیاست خارجی و امنیت ملی - از جمله کمیته روابط خارجی - موجب شده است نقش مهمی در جهتدهی به مواضع جمهوریخواهان درباره ایران داشته باشد.
او نه تنها در تصویب تحریمها و طرحهای محدودکننده علیه تهران نقشآفرینی کرده، بلکه از پیوند نزدیک با لابیهای امنیتی و حامیان اسرائیل در واشینگتن برخوردار است.
به همین دلیل، تحلیلگران معتقدند مواضع تند و صریح کروز تنها یک موضع فردی نیستند، بلکه بخشی از رویکرد غالب جریان جمهوریخواه در قبال ایران را بازتاب میدهند. رویکردی که بر تضعیف ساختاری جمهوری اسلامی و حمایت نمادین و سیاسی از جامعه ایران تاکید دارد.
تقویت رویکرد حمایتی کنگره آمریکا از معترضان ایرانی
اظهارات تند کروز را میتوان در چارچوب افزایش حمایت در کنگره آمریکا از معترضان ایرانی تحلیل کرد.
شکستهای راهبردی جمهوری اسلامی، فشار اقتصادی و گسترش نارضایتی اجتماعی باعث شده است نگاه بخش مهمی از سیاستمداران آمریکایی به سمت حمایت سیاسی و نمادین از جامعه ایران متمایل شود.
در سالهای اخیر این روند بیش از پیش به موضوعی دوحزبی تبدیل شده و انتظار میرود فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر تهران در کنگره ادامه یابد.
اعتراضهای اخیر در ایران صرفا واکنشی به فشارهای اقتصادی نیست، بلکه نشانه بحرانی عمیقتر در رابطه جامعه با نظم سیاسی حاکم و گسترش این باور است که جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح در چارچوب موجود را ندارد.
آرش بیداللهخانی، پژوهشگر موسسه توسعه جهانی دانشگاه منچستر، در یادداشتی در وبسایت کانورسیشن نوشت خیزش ملی ایرانیان جدیترین چالش برای ساختار سیاسی کشور از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی» محسوب میشود.
به گفته او، جمهوری اسلامی طی دههها خود را بر پایه تقابل دائمی در چند جبهه تعریف کرده است: رویارویی با اسرائیل، ایالات متحده و آنچه آن را «امپریالیسم جهانی» میخواند.
این رویکرد با قرار دادن اقتصاد، حکمرانی و ثبات اجتماعی در خدمت مقاومت ایدئولوژیک، زندگی در داخل ایران را دگرگون کرده است.
آنچه در خیزش ملی در مقطع کنونی به چشم میخورد، صرفا نارضایتی از دشواریهایی نیست که این موضع سیاسی به همراه داشته است.
به نظر میرسد این اعتراضها بازتابدهنده شکلگیری اجماعی فزاینده در میان ایرانیان باشد مبنی بر اینکه این نظم حاکم بر کشور قابلیت اصلاح و تبدیل به ساختاری کارآمد را ندارد و در نتیجه باید با نظمی دیگر جایگزین شود.
این موضوع در شعارهای معترضان بهروشنی دیده و شنیده میشود. بسیاری از تظاهرکنندگان مشکلات روزمره خود را به اولویتهای سیاست خارجی حکومت پیوند دادهاند؛ امری که شاید آشکارترین نمود آن شعاری باشد که در روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران طنینانداز شده است: «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران»
این شعار رد موضع رسمی حکومت است که بر اساس آن، «فداکاری» در داخل کشور برای تحقق اهداف ایدئولوژیک «مقاومت» در خارج، ضروری دانسته میشود.
این در شرایطی است که جمهوری اسلامی سیاست حمایت از گروههای مسلحی مانند حماس و حزبالله را برای مقابله با نفوذ ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه دنبال میکند.
شعار «مرگ بر دیکتاتور» که به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، اشاره دارد، نشانهای دیگر مبنی بر رد گسترده نظم سیاسی موجود از سوی بخش بزرگی از جامعه ایران است.
این شعارها نشان میدهند بسیاری از ایرانیان اکنون بقای اقتصادی خود را وابسته به یک تغییر بنیادین در ساختار سیاسی میدانند.
بیداللهخانی در ادامه نوشت اعتراضها دامنهای وسیع از اقشار جامعه ایران را در بر گرفته است. حرکتی که ابتدا با اعتصاب بازاریان و کسبه در تهران آغاز شد، بهسرعت دانشجویان، متخصصان و صاحبان کسبوکار را در سایر نقاط کشور همراه کرد.
حتی گزارشهایی از شکلگیری اعتراضها در قم و مشهد منتشر شده است؛ شهرهایی که بهطور سنتی به وفاداری به حکومت شناخته میشدند.
اعتراضهای اخیر شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه رخ داده است. این رویارویی فشار شدیدی بر توان حکمرانی جمهوری اسلامی وارد کرد و از آن زمان، خامنهای بهدلیل افزایش نگرانیها درباره امنیت شخصیاش تا حد زیادی از انظار عمومی کنار رفته است. از آنجا که تصمیمهای مهم در ایران نیازمند تایید اوست، غیبتش روند تصمیمگیری را در سراسر ساختار حکمرانی کند کرده است.
از پایان جنگ، مقامهای حکومت بهطور متناوب فعالیتهای عادی روزانه و هفتگی را متوقف کردهاند؛ از جمله روزهای آموزشی مدارس، ساعات کاری ادارات دولتی، خدمات حملونقل و فعالیتهای تجاری.
کمبود انرژی، آلودگی هوا یا ملاحظات امنیتی، بهعنوان دلایل این تصمیمها مطرح میشود.
قیمتها اکنون با شتاب در حال افزایش است. نرخ رسمی تورم سالانه حدود ۴۲ درصد اعلام میشود و تورم مواد غذایی از ۷۰ درصد فراتر رفته است.
بنا بر گزارشها، قیمت برخی کالاهای اساسی نسبت به یک سال پیش، بیش از ۱۱۰ درصد رشد داشته و انتظار میرود این روند در هفتههای آینده باز هم ادامه یابد.
در چنین شرایطی، برنامهریزی اقتصادی در عمل به امری تقریبا ناممکن تبدیل شده است.
بیداللهخانی افزود در لایهای عمیقتر، این اختلالها ریشه در نظام حکمرانی دارد که خود را برای احتمال درگیری دوباره، چه با اسرائیل و چه شاید با ایالات متحده، آماده نگه داشته است.
اداره کشور در چارچوب یک وضعیت اضطراری فرسایشی ادامه مییابد؛ وضعیتی که بهجای مهار بحران، جامعه ایران را بیش از پیش در چرخه بیثباتی فرو برده است.
وضعیت موجود این تصور را در میان جامعه ایران تقویت کرده است که اولویت نظام سیاسی نه رسیدگی به نابهسامانیهای روزمره در اداره کشور، خدمات عمومی و هماهنگی اقتصادی، بلکه تمرکز بر بقای خود است.
ایران در آستانه یک بزنگاه تعیینکننده قرار دارد. یک مسیر به تعمیق نظامیگری، تشدید شکافها و کشمکشهای درون نخبگان و تداوم فلجشدگی سیاسی میانجامد. مسیر دیگر مستلزم رویارویی با نظمی سیاسی است که بخش بزرگی از جامعه دیگر آن را قادر به تامین ثبات و رفاه نمیداند.
اعتراضها نشان میدهند برای شمار زیادی از ایرانیان، مساله اصلی دیگر امکان اصلاح حکومت نیست، بلکه پرسش درباره امکان ادامه زندگی در چارچوب آن است.
روزنامه کریستینساینسمانیتور در گزارشی تحلیلی مینویسد اعتراضات سراسری اخیر در ایران، بیش از آنکه صرفاً واکنشی اقتصادی باشد، نشانه شکلگیری «نظم اخلاقی جدیدی» مبتنی بر کرامت انسانی است که بهتدریج مشروعیت جمهوری اسلامی را از درون فرسوده است.
به گزارش این روزنامه، تظاهرات گستردهای که از ۷ دی ماه در شهرهای مختلف ایران آغاز شده، اگرچه از نظر شمار شرکتکنندگان به اندازه اعتراضات سالهای ۱۳۸۸ یا ۱۴۰۱ نیست، اما از حیث معنا و پیام اجتماعی، تفاوتی بنیادین با دورههای پیشین دارد. این بار جرقه اولیه اعتراضات، تورم افسارگسیخته و سقوط شدید ارزش پول ملی بوده است، نه انتخابات مناقشهبرانگیز یا کشتهشدن یک زن جوان بهدلیل حجاب.
کریستینساینسمانیتور مینویسد با وجود این تفاوتها، معترضان امروز حول مفهومی مشترک گرد آمدهاند: کرامت انسانی. به باور نویسنده گزارش، تحسین گسترده از چهرههایی که نماد «ایستادگی آرام و پرهزینه» هستند، نشان میدهد که جامعه ایران بهطور فزایندهای ادعای حکومت درباره برتری اخلاقی را زیر سؤال برده است.
این گزارش به مستند بیبیسی درباره ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، اشاره میکند که درست پیش از آغاز اعتراضات توجه گستردهای در داخل کشور برانگیخت. علیدوستی که بهدلیل مواضع انتقادیاش مدتی زندانی و سپس از فعالیت حرفهای محروم شد، با رفتار آرام و حضور بدون حجاب، به نمادی از کرامتی تبدیل شد که بسیاری از ایرانیان خواهان آن هستند. به نوشته کریستینساینسمانیتور، بیبیسی داستان او را «نمادی از آرزوهای گستردهتر برای ایرانی آزادتر و مبتنی بر کرامت انسانی» توصیف کرده است.
گزارش همچنین به ویدئوهایی اشاره میکند که در جریان اعتراضات اخیر در شبکههای اجتماعی فراگیر شدهاند؛ از جمله تصویر مردی تنها که در خیابانی در تهران، نشسته در برابر موتورسیکلتهای پلیس ایستادگی میکند؛ تصویری که یادآور نماد مشهور «مرد تانکی» در میدان تیانآنمن چین است. نمونه دیگر، ویدئوی مردی است که پس از اصابت گلوله، نیروهای ضدشورش را خطاب قرار میدهد و میگوید «من هم مثل شما هستم»، و با اعلام نام واقعی خود، هزینه این سخن را آگاهانه میپذیرد.
به تحلیل کریستینساینسمانیتور، این صحنهها بخشی از روندی عمیقتر است که مناحم مرحوی، تاریخنگار ایران معاصر، آن را «ساخت آرام یک نظم اخلاقی جایگزین» مینامد؛ نظمی که بر کرامت، اختیار بدن و حقیقتگویی استوار است. مرحوی پیشتر نوشته بود این «دین مدنیِ برخاسته از پایین» هسته الهیات سیاسی جمهوری اسلامی را مؤثرتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمانیافتهای به چالش میکشد.
این گزارش تاکید میکند که در این چارچوب جدید، مفهوم «کرامت» نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه بنیان زندگی اخلاقی تلقی میشود؛ یعنی بخشیدن و ایستادگی بدون انتظار پاداش. از نگاه نویسنده، همین جابهجایی معنایی است که اعتراضات کنونی را از دورههای پیشین متمایز میکند.
کریستینساینسمانیتور در پایان مینویسد که از دست رفتن اقتدار اخلاقی حکومت را نمیتوان صرفاً با ابزار سرکوب جبران کرد. به نقل ازمرحوی، «یک نظام سیاسی ممکن است بحرانهای مادی را تاب بیاورد، اما عبور از بحران معنا بهمراتب دشوارتر است»؛ بحرانی که به باور این روزنامه، اکنون به چالش اصلی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
مجله تایم گزارش داده است که اعتراضات گسترده در ایران که در پی بحران اقتصادی آغاز شده، بیش از ده روز ادامه یافته و همزمان با تهدید دونالد ترامپ به مداخله احتمالی آمریکا، جمهوری اسلامی را با یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی و سیاسی سالهای اخیر روبهرو کرده است.
به گزارش تایم، اعتراضات در ایران تاکنون دستکم ۳۶ کشته برجای گذاشته و به پایدارترین ناآرامیهای سه سال گذشته تبدیل شده است. بر اساس گزارش گروههای حقوق بشری، در میان جانباختگان چهار کودک و دستکم دو نفر از نیروهای امنیتی دیده میشوند و صدها نفر دیگر نیز در جریان سرکوب اعتراضات بازداشت شدهاند.
تایم به نقل از خبرگزاری هرانا مینویسد که دامنه اعتراضات از هفته گذشته به بیش از ۲۰۰ نقطه در ۲۶ استان از ۳۱ استان ایران گسترش یافته و تاکنون بیش از دو هزار بازداشت مستند شده است. مقامهای ایرانی هنوز آمار رسمی و جامعی از تلفات و بازداشتها منتشر نکردهاند.
این گزارش ریشههای اعتراضات را در فشارهای فزاینده اقتصادی میداند؛ از جمله تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای ایران و پیامدهای جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته با اسرائیل و ایالات متحده که طی آن، نیروهای آمریکایی به تأسیسات کلیدی هستهای ایران حمله کردند. به نوشته تایم، سقوط ارزش ریال به حدود یکمیلیون و ۴۰۰ هزار تومان در برابر دلار، تورم شدیدی ایجاد کرده که دسترسی بسیاری از شهروندان به کالاهای اساسی را دشوار کرده است؛ بحرانی که با فساد و سوءمدیریت مزمن تشدید شده است.
در بعد بینالمللی، تایم به اظهارات ترامپ اشاره میکند که هفته گذشته هشدار داد اگر حکومت ایران «بهطور خشونتآمیز معترضان مسالمتآمیز را بکشد»، ایالات متحده «به کمک آنها خواهد آمد» و تاکید کرد که آمریکا «مسلح و آماده» است. این تهدیدها، به نوشته تایم، بُعدی تازه و پرریسک به اعتراضات داخلی ایران افزوده است.
واکنش مقامهای جمهوری اسلامی نیز تندتر شده است. رییس قوه قضائیه حکومت ایران اعلام کرده که برای افرادی که به گفته او با «دشمنان» همکاری کنند «هیچگونه اغماضی» در کار نخواهد بود و اعتراضات را بخشی از یک کارزار با پشتوانه خارجی توصیف کرده است. همزمان، رییس ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران هشدار داده که تهران تشدید ادبیات تهدیدآمیز علیه ایران را «بیپاسخ نخواهد گذاشت»؛ موضعی که ناظران آن را پیامی مستقیم به واشینگتن ارزیابی کردهاند. علی خامنهای نیز با بیان اینکه «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند»، عملاً راه را برای تشدید برخوردهای امنیتی هموار کرده است.
به نوشته تایم، اعتراضات کنونی که از بازار بزرگ تهران و در واکنش به سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، بهسرعت از مطالبات اقتصادی فراتر رفته و رنگوبوی سیاسی به خود گرفته است. گزارشها از شبکههای اجتماعی نشان میدهد که تظاهرات از تهران تا شهرهای استانهای مختلف و دانشگاهها ادامه دارد. در استانهای غربی مانند ایلام، کرمانشاه، لرستان و همدان، مرگبارترین درگیریها ثبت شده و مراسم خاکسپاری جانباختگان بار دیگر به کانون تنش تبدیل شده است.
در واکنش، دولت جمهوری اسلامی ترکیبی از امتیازهای محدود اقتصادی و اعمال زور را در پیش گرفته است. تایم مینویسد که دولت یارانهای ماهانه در حدود هفت دلار برای هر خانوار جهت تأمین اقلام خوراکی اعلام کرده، اما کارشناسان معتقدند چنین اقداماتی بهتنهایی قادر به مهار نارضایتیهای عمیق و انباشتهشده نیست.
این گزارش در پایان تاکید میکند که هشدارهای تازه ترامپ، بهویژه در سایه حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در سال گذشته میلادی و اقدام اخیر واشینگتن در ونزوئلا، از نظر تهران دیگر صرفاً تهدید لفظی تلقی نمیشود. به ارزیابی تحلیلگران، جمهوری اسلامی اکنون همزمان با نارضایتی داخلی و احتمال فشار یا اقدام خارجی مواجه است؛ وضعیتی که میتواند مسیر تحولات ایران را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.