دولت پزشکیان دستور برای اطلاعرسانی نکردن درباره انفجار بندرعباس را تایید کرد
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، صدور دستور دولتی در زمینه اطلاعرسانی نکردن درباره علت انفجار بندرعباس را تایید کرد، اما گفت: «دولت اصلا علاقهمند نیست که موضوعات را با مردم در میان نگذارد.»
مهاجرانی روز چهارشنبه دهم اردیبهشت با اشاره به دستور دولت به نهادهای استانی و اقتصادی زیرمجموعه خود مبنی بر اطلاعرسانی نکردن درباره انفجار بندرعباس تا روشن شدن دلایل آن، افزود این دستور برای داشتن «صدای واحد» صادر شده است.
پیشتر، مریم لطفی، خبرنگار روزنامه شرق، هشتم اردیبهشتماه در پستی در حساب شبکه ایکس خود، با انتقاد از ارائه نشدن اطلاعات مسئولان مرتبط با انفجار بندر رجایی، نوشته بود: «همه گفتند منع شدیم از حرف زدن و روایت گفتن. فقط مجازیم با صدا و سیما مصاحبه کنیم.»
سخنگوی دولت پزشکیان در توجیه این دستور حکومتی گفت آنچه که اتخاذ شد به معنای «انسداد خبری» نبوده، بلکه به معنای این است که «بتوانند موضوعات را به گونهای مدیریت کنند».
ممنوعیت اطلاعرسانی مستقل درباره انفجار بندر رجایی در حالی است که عمده تحلیلها مشخص کردند علت انفجار نگهداری مواد شیمیایی بوده است.
ویدیوهایی که از شهروندان-خبرنگاران ارائه شده، نشان میدهد دود نارنجی پیش از انفجار اصلی در فضا منتشر شده است.
در یکی از جدیدترین تحلیلها، آندریا سلا، شیمیدان دانشگاه کالج لندن، درباره انفجار مرگبار بندرعباس گفت احتمالا این انفجار در پی اشتعال ماده اصلی پِرکلرات آمونیوم بوده که بهعنوان پیشرانه جامد در موشکها به کار میرود. او نگهداری این ماده را در بندر رجایی شوکهکننده خواند.
وبسایت سن، فعال در حوزه شیمی و مهندسی، به نقل از این استاد دانشگاه درباره مشاهده دود سیاهرنگ در ویدیوهای بندرعباس نوشت چنین تصاویری نشان میدهد مواد آلی نیز آتش گرفتهاند. با شدت گرفتن آتش، شعله به رنگ نارنجی روشن درمیآید که نشاندهنده حضور سدیم است.
حذف خبر خبرگزاری رسمی بدون توضیح
خبرگزاری ایلنا، یکشنبه شب گفتوگویی با مدیرعامل شرکت توسعه خدمات دریایی و بندری سینا انجام داد که در آن سعید جعفری، مدیرعامل شرکتی که انفجار بندر رجایی در محوطه اختصاصی آن رخ داد، وجود «محمولههای بسیار خطرناک» در این محوطه را تایید کرده بود.
این خبر به فاصله چندساعت پس از انتشار، از خروجی این خبرگزاری بدون هیچ توضیحی حذف شد. مدیر این شرکت وابسته به بنیاد مستضعفان به این خبرگزاری گفته بود: «این سانحه درپی اظهار خلاف محمولههای وارداتی رخ داده و محمولههای بسیار خطرناک تحت عنوان کالای معمولی وارد و دپو شده بود.»
در روزهای گذشته ایران اینترنشنال گزارش داده بود که به رسانهها و خبرنگاران درباره اطلاعرسانی هشدار داده شده و در بندرعباس نیز فضای امنیتی حاکم است.
علیاصغر رمضانپور، سردبیر اجرایی خبر ایراناینترنشنال، با بیان اینکه روایت خبری جمهوری اسلامی در ظاهر اطلاعرسانی، اما هدف اصلی آن پنهانکاری است، گفت: «وزارت اطلاعات تهدید کرده فیلم، اخبار کشتهشدگان و اطلاعیهها منتشر نشود. آنها نه تنها دهان رسانهها را میبندند، بلکه دهان خانوادههای عزادار و رنجدیده را هم میبندند»
خط و نشان روزنامه رهبر جمهوری اسلامی
روزنامه کیهان، که مدیر مسئول آن از سوی رهبر جمهوری اسلامی منصوب میشود و به انعکاس غیر مستقیم رویکرد علی خامنهای مشهور است، در شماره هفتم اردیبهشتماه، یعنی فردای انفجار در گزارش خود نوشت: «کانالهای تلگرامی و حسابهای کاربری فیکنیوز داخلی و خارجی معاند در چنین مواقعی فرصت را برای غلبه روایتهای بیپشتوانه خود بر ذهن مخاطب مناسب میبینند.»
این روزنامه در پایان به ابهام درباره علت انفجار بندر رجایی پرداخت و با انتقاد از اینکه «هر فرد خود را مجاز به انتشار تصاویر یا تحلیلهای مربوط به حادثهای که هنوز ابعاد و علل آن مشخص نیست بداند»، خواست هر چه سریعتر به صورت کارشناسی و مستند مشخص و اعلام شود که این «حادثه» ناشی از قصور و تقصیر و سهلانگاری و بیتوجهی به اخطارهای قبلی ایمنی بوده یا اینکه ممکن است «علل و عوامل» دیگری داشته باشد.
تهدیدات دستگاه قضایی
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، هفتم اردیبهشت به نقل از دادستانی کل کشور گزارش داد برای تعدادی از رسانهها و فعالان رسانهای «طیفهای مختلف سیاسی»، بهدلیل خبررسانی درباره انفجار بندر رجایی پرونده قضایی تشکیل شده است.
دادستانی کل کشور کمی پس از انفجار بندر رجایی در روز شنبه ششم اردیبهشتماه، با صدور اطلاعیهای درباره انفجار در بندر بندرعباس، فعالان فضای مجازی و رسانهها را تهدید کرد که در صورتی به «موضوعاتی که امنیت روانی جامعه را مخدوش میکند» بپردازند، با آنها برخورد خواهد شد.
روزنامه بریتانیایی گاردین هم در گزارشی به تشدید سانسور و اعمال فشار بر خبرنگاران در ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار مربوط به انفجارهای اخیر در بندر رجایی و اصفهان پرداخت.
بهنوشته گاردین، روزنامهنگاران و خبرنگاران ایرانی نسبت به محدودیتهای فزاینده رسانهای پس از انفجارهای اخیر، بهویژه انفجار در یک شرکت مهماتسازی در اصفهان که به کشته شدن یک نفر و مجروح شدن دو نفر دیگر انجامید، هشدار دادهاند.
انفجار در اصفهان تنها دو روز پس از انفجاری مهیب در بندر رجایی در بندر عباس و نیز پس از آن رخ داد که مقامات جمهوری اسلامی از یک حمله سایبری ناکام به زیرساختهای ارتباطی کشور خبر دادند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.