اولین موج ریزگرد در سال ۱۴۰۴؛ شاخص آلودگی هوا دیگر قابل اندازهگیری نیست
موج گردوغبار که از بامداد ۲۶ فروردین از غرب کشور آغاز شده، استانهای خوزستان، کرمانشاه، لرستان، بوشهر، ایلام و زنجان را تعطیل و نیمه تعطیل کرد. در برخی مناطق، به شکلی فوقالعاده شاخص آلودگی به بالای ۵۰۰ و ذرات معلق تا ۶۷ برابر حد مجاز رسیده است.
گزارش شده است شاخص آلودگی هوا در کرمانشاه از ۵۰۰ فراتر رفته است؛ این یعنی حتی دیگر سنجش آلودگی هوا در کرمانشاه ممکن نیست، چرا که معمولا این شاخص بین ۰ تا ۵۰۰ ارزیابی میشود. در این استان از بامداد سه شنبه، به جز مراکز بهداشتی و امدادی، تعطیلی سراسری اعلام شده است.
در خوزستان، تمام مدارس و دانشگاهها غیرحضوری شدند، ادارات به دورکاری رفتند و ذرات معلق تا ۶۷ برابر حد مجاز افزایش یافتند.
در لرستان نیز تمام مدارس در روز سهشنبه ۲۶ فروردینماه، غیرحضوری شدند، همچنین برخی ادارات در این استان با تصمیم فرمانداران به دورکاری رفتند. با توجه به شدت آلودگی هوا در لرستان، تاخیر در اعلام تعطیلی رسمی در کوهدشت و پلدختر اعتراضاتی را در پی داشت. رسانههای رسمی وضعیت لرستان را «کاملا خطرناک» توصیف کردند.
در استان بوشهر، مدارس، دانشگاهها و ادارات غیرحضوری شدند. در ایلام نیز، ادارات و مدارس غیرحضوری و بانکها بهجز شعب کشیک تعطیل شدند. در این استان هم وضعیت بحرانی گزارش شده است.
در استان زنجان، فقط مدارس شیفت بعدازظهر شهر زنجان غیرحضوری شدند و شدت بحران کمتر بود.
خسارت جانی و مالی ریزگردها
اکنون سلامت ۸۰۰ بیمار در خوزستان بر اساس گزارشهای رسمی به دلیل همین ریزگردها به خطر افتاده است. هنوز گزارش رسمی از سایر استانها منتشر نشده است.
پدیده ریزگرد و تاثیرات آن، از دهه ۱۳۸۰ بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در غرب کشور، بهویژه در خوزستان، تاثیرات این پدیده به مراتب بالاتر بوده است. ذرات موسوم به «PM2.5 » باعث افزایش آسم، برونشیت و بیماریهای قلبی در استان خوزستان شده است.
علاوه بر اینها برخی ذرات حامل فلزات سنگین تا ۱۰ برابر حد مجاز هستند. در پی آغاز پدیده ریزگرد در خوزستان، شهروندان با توجه به تجربیات قبلی، برای خرید ماسکهای فیلتردار هجوم بردند. رسانهها خبر دادند در خوزستان تا ظهر سه شنبه ۲۶ فروردینماه، ماسک ها تمام شدند.
مانند تعطیلات پی در پی در پی کمبود انرژی در بخشهای برق و گاز، تعطیلات به دلیل ریزگردها نیز صدمات سنگینی به اقتصاد استانهای درگیر وارد کرده است.
علاوه بر تاثیر عادی تعطیلات (ازجمله بهدلیل کمبود انرژی)، ریزگردها میتوانند به کشاورزی و بخشهای صنعت هم آسیبهای ثانویه وارد کنند. اطلاعات بهروزی از حجم این خسارتها در دست نیست، اما خسارت سال ۱۳۹۷ کشاورزان خوزستان ۱۴۰ هزار میلیارد تومان در آن زمان گزارش شد.
همچنین در آن سال گزارش شد نیمی از تولید کشاورزان در اثر ریزگردها نابود شد. برخی آمارها نشان میدهند خسارت روزانه بحران ریزگرد، در برخی شهرهای استانهای غربی کشور، ۱۲ تا ۱۵ هزار میلیارد تومان است.
منشاء بحران
منشاء ۵۵ درصد ریزگردهای ایران، بیابانهای عراق، بهخصوص اراضی در معرض بیابانزایی، دجله و فرات هستند که در پی خشکسالی، تولید ریزگرد میکنند و با بادهای موسمی بهار، هر سال استانهای غربی کشور شرایط بحرانی به خود میگیرد.
شرق سوریه و شمال عربستان نیز به دلیل خشکسالی، سدسازی و بهرهبرداری از منابع زیرزمینی، از جمله عوامل بروز بحران ریزگرد در ایران هستند.
به این دلایل، مدیریت ناپایدار داخلی در کانونهای خوزستان با ۳۵۰ هزار هکتار، بهویژه جنوب شرق اهواز، دشت سیستان، تالاب هامون، زایندهرود خشکشده و کویر لوت هم اضافه شده است؛ به طوری که اکنون حدود نیمی از تالابهای ایران به کانون ریزگردها تبدیل شدهاند.
از دهه ۱۳۸۰ تاکنون، عدم توانایی جمهوری اسلامی در همکاریهای بینالمللی به ویژه با عراق، سوریه و ترکیه برای کاهش ریزگردها، هر سال اوضاع استانهای غربی کشور را بحرانی تر کرده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.