رسانههای ایران از شنیده شدن صدای پدافند در تهران خبر دادند
رسانههای ایران گزارش دادند عصر چهارشنبه ۱۹ فروردین صدای پدافند در مناطقی از تهران، از جمله غرب این شهر، شنیده شده است.
رسانههای ایران گزارش دادند عصر چهارشنبه ۱۹ فروردین صدای پدافند در مناطقی از تهران، از جمله غرب این شهر، شنیده شده است.






یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، روز چهارشنبه در یک کنفرانس خبری گفت از منظر اسرائیل، نتیجه جنگ «از این بدتر نمیشد» و افزود: «یک خامنهای ۸۶ ساله با یک خامنهای ۵۶ ساله جایگزین شده است.»
لاپید تاکید کرد تهدید هستهای و موشکی همچنان پابرجاست و جمهوری اسلامی را «رژیمی تروریستی» خواند که یک ملت را گروگان گرفته است.
رهبر اپوزیسیون اسرائیل، گفت: «ترامپ و تیمش ملاحظات خودشان را دارند، اما از نظر اسرائیل این نتیجه مطلوب نیست.»
او افزود باید «ائتلافی منطقهای علیه ایران با مشارکت عربستان، امارات متحده عربی و بحرین» شکل میگرفت و این جنگ «میبایست با یک کنفرانس منطقهای برای ارائه یک دیدگاه آلترناتیو در برابر تروریسم ایران پایان مییافت»، اما این اتفاق رخ نداد و به گفته او «تحت دولت بعدی اسرائیل محقق خواهد شد.»
لاپید همچنین گفت: «نتانیاهو ترامپ را متقاعد کرد که وارد جنگ شود، اما استراتژی خروجی به او ارائه نکرد.»
او در ادامه افزود: «جوانان شجاع ایران به خیابانها آمدند و ما باید زیرساختها را هدف قرار میدادیم تا این رژیم نتواند باقی بماند؛ این کمکی بود که باید به مردم ایران میکردیم.»
شاهین بداغی، فرنگیکار ایرانیالاصل تیم ملی قطر، با پیروزی ۴ بر ۳ برابر محمدامین حسینی از ایران، به مدال طلای وزن ۸۲ کیلوگرم رقابتهای کشتی فرنگی قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ رسید و تاریخسازی کرد. این نخستین مدال طلای قطر در تاریخ کشتی قهرمانی آسیا در تمام ردههای سنی است.
بداغی برای صعود به فینال، ابراگیم ماگومدوف، قهرمان آسیا در سال ۲۰۲۳ از قزاقستان، را مغلوب کرد.
شاهین بداغی که اهل ایذه است، پیشتر برای ایران در رقابتهای نوجوانان و جوانان جهان مدال کسب کرده بود. او سال گذشته با دوبنده قطر به مدال برنز آسیا رسید و امسال با دو پله صعود، عنوان قهرمانی را به دست آورد.
این مسابقات در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، در حال برگزاری است.
سخنگوی وزارت بهداشت لبنان به رویترز گفت که حملات روز چهارشنبه اسرائیل در لبنان منجر به کشته شدن ۸۹ نفر و زخمی شدن ۷۰۰ نفر شده است.
او افزود ۱۲ نفر از کشتهشدگان از «نیروهای امدادی در جنوب لبنان» بودهاند.
پیشتر ترامپ گفت لبنان در توافق آتشبس دو هفتهای با ایران گنجانده نشده و دلیل آن را حزبالله دانست.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا اعلام کرد که هنوز «کارهای زیادی باقی مانده» تا مسیر حملونقل نفت و گاز تنگه هرمز دوباره باز شود.
همزمان، دفتر نخستوزیری بریتانیا اعلام کرد که نخستوزیر این کشور، وارد عربستان سعودی شده است.
هدف از سفر به منطقه تقویت آتشبس در جنگ خاورمیانه اعلام شده است.
تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، نشانههای شکنندگی این توافق بیش از پیش آشکار شده است.
انتشار متنی از سوی تهران با عنوان «پیشنهاد ۱۰ مادهای» برای آتشبس، نهتنها به روشن شدن مسیر دیپلماتیک کمک نکرده، بلکه بر ابهامات و تناقضهای موجود افزوده است.
در این پیشنهاد، در کنار درخواست ارائه تضمین الزامآور از سوی ایالات متحده و متحدانش برای عدم حمله مجدد به جمهوری اسلامی، یک مولفه کلیدی دیگر نیز مطرح شده است: پذیرش برنامه غنیسازی اورانیوم ایران.
نکته قابل توجه آن است که این شرط بهطور صریح در نسخه فارسی متن گنجانده شده، اما در نسخه انگلیسی که در اختیار رسانههای بینالمللی قرار گرفته، حذف شده است. این دوگانگی در روایت، نشاندهنده تناقض میان پیام داخلی و خارجی تهران و تداوم پایبندی به یکی از مهمترین خطوط قرمز جمهوری اسلامی است.
در سوی مقابل، مواضع ایالات متحده همچنان بر همان اصول پیشین استوار است: برچیدن تاسیسات اصلی هستهای، پایان کامل غنیسازی در خاک ایران، انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از کشور و پذیرش بازرسیهای گسترده و سرزده بینالمللی. فاصله میان این دو رویکرد، همچنان حداکثری و ساختاری باقی مانده است.
علاوه بر این، برخی از مطالبات مطرحشده در پیشنهاد جمهوری اسلامی از جمله لغو کامل تحریمهای اولیه و ثانویه نهتنها با مخالفت مبنایی واشنگتن روبهرو است، بلکه از نظر حقوقی نیز بهسادگی قابل تحقق نیست.
در ساختار سیاسی ایالات متحده، بخش مهمی از تحریمها با مصوبات کنگره تثبیت شدهاند و لغو آنها خارج از اختیار کامل رییسجمهوری است. این واقعیت، تحقق چنین مطالباتی را در کوتاهمدت با تردید جدی مواجه میکند.
با این حال، شاید مهمترین نشانه تغییر در رفتار تهران را باید نه در متن پیشنهاد، بلکه در پذیرش آتشبس و آمادگی برای نشستن مستقیم بر سر میز مذاکره با ایالات متحده جستوجو کرد. این تصمیم، بیش از آنکه ناشی از موضع قدرت باشد، بهنظر میرسد حاصل الزامات بقا در شرایطی فشرده و پرهزینه است.
چهل روز جنگ، نهتنها موجب فرسایش محسوس توان نظامی جمهوری اسلامی شد و آسیبپذیری ساختار دفاعی آن را نمایان کرد، بلکه فشارهای اقتصادی و لجستیکی قابل توجهی نیز بر کشور تحمیل کرد.
کاهش منابع مالی، اختلال در زنجیرههای تامین، و افزایش ریسک در حوزههای حیاتی مانند امنیت غذایی و تامین انرژی، همگی نشانههایی از هزینههای فزاینده این تقابل بودند. در چنین شرایطی، پذیرش یک وقفه حتی اگر موقت و شکننده باشد، میتواند تلاشی برای جلوگیری از تعمیق بحران و بازسازی حداقلی ظرفیتهای جمهوری اسلامی تلقی شود.
در چنین چارچوبی، آنچه از سوی تهران ارائه شده را نمیتوان بهعنوان «پیششرطهای قابل قبول برای آغاز مذاکرات» تلقی کرد، بلکه بیشتر باید آن را «چارچوبی برای آغاز گفتوگو» دانست؛چارچوبی که بیش از آنکه نشاندهنده همگرایی باشد، بازتابدهنده تلاش برای مدیریت بحران، خرید زمان و کاهش فشارهای چندلایه داخلی و خارجی است.
الگوی «دوگانگی پیام» در این میان قابل توجه است: نسخه داخلی با تاکید بر مواضع حداکثری و حفظ خطوط قرمز، و نسخه خارجی با تعدیل نسبی برای سنجش واکنش جامعه بینالمللی.
در سوی دیگر، ایالات متحده نیز با محدودیتهای حقوقی و فشارهای سیاسی داخلی مواجه است که دامنه انعطافپذیری دولت ترامپ را محدود میکند.
بر این اساس، چشمانداز پیشرو بیش از آنکه به یک توافق پایدار شباهت داشته باشد، بیانگر یک وقفه تاکتیکی در میانه یک تقابل حلنشده است.
تا زمانی که یکی از دو طرف آمادگی عبور از خطوط قرمز بنیادین خود را نداشته باشد، دستیابی به یک توافق جامع و پایدار دور از دسترس خواهد بود.
در جمعبندی میتوان گفت: آتشبس کنونی نه نشانهای از یک پیروزی راهبردی است و نه بیانگر شکلگیری یک مسیر روشن برای توافق. این وضعیت، بیش از هر چیز، یک «تنفس موقت» در دل بحرانی عمیق و ادامهدار است؛ تنفسی که بیش از آنکه پایان یک مسیر باشد، آغاز مرحلهای تازه از همان منازعه پیچیده است.